تبليغاتX
نازی لوسه می آید!
نازی لوسه می آید!
نازي لوسه خيلي لوسه***نميده به كسي بوسه!
فیتیله وبلاگ تعطیله!

تعطیل

 

 

 

تعطیل

 

 

 

تعطیل

لينك | نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 15:46 توسط Nazi loo3 |
having no any more TOPIC!
 

سلام گوي و مگو چيست سلام    كه سرمايه ي سلامتي ست سلام
س  س  س  ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام


تو اين 1 هفته كلي اتفاق و خبر بوده كه نمي دونم كدومو بگم!

At first lets REVIWE!!!

شنبه:شنبه چيكار كردم؟!ها!يادم اومد(امان از دست آلزايمر)رفتم دانشگاه ولي

كلاس نداشتم!رفتم پيش برو بچ زبان ترم 6 (دلم تنگ شده بود واسشون خو!)اين

دكتر هم نيس حسود!گفت تو اينجا چيكار مي كني؟!بچه ها همه بريد سر كلاس تو هم

برو پي كارت!
پ.ن:يكي نيست بهش بگه يه خورده رو اخلاقت كار كن!


يكشنبه:تمرين تئاتر داشتيم(كه تمرين ممرين يخ!فقط نمايشنامه خواني داشتيم)بعدش

با برو بچ (فروغ ساره مجتبي و من)رفتيم فلكه گاز كلي خوش گذرونديم و سمبوسه+

ذرت مكزيكي به قول مجتبي ZERTE MEXICI +فالوده خورديم!(

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوز سوز))


2و3 شنبه:صبح دانشگاه بودم وقتي برگشتم ندا بهم گفت امروز مي خوام برم بازار

پاشو آماده شو با هم بريم!
من:برو بابا حوصله داري!
ندا:يعني نمي يايي؟!
من:نه!
ندا:چرا؟!
من:ديروز با بچه ها بيرون بودم صبح هم دانشگاه بودم ديگه حوصله ندارم
ندا:نوبت به من كه رسيد بي حوصله شدي؟
من:آخه با اونا بهم خوش مي گذره
ندا:يعني با من مياي بيرون بهت خوش نمي گذره؟!
واي خدا منو ببخشه نميتونم ببينم ندا از دستم ناراحت شه
من:باشه باشه ناراحت نشو باهات ميام
ندا:اگه مي خواي زوركي بيايي نيايي بهتره!
من:نه قربونت پاشو پاشو من سريع آماده ميشم بريم


انقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده بهم رسيد كه نگو از همون اولش كه رسيديم بازار

واسم قاقالي لي و چيز ميز خريد!تازشم واسم بستنس ايتاليايي خريد (ذوق ذوق

شـــــــــــــــــــــــــــــــديد)(به قول فروغ بستني پرپري!)فك كنم يك هفته اي

ميشد دلم بستني ويژويژي مي خواست ولي نمي دونم چه سري بود كه قسمت نمي شد!
واسم يه تي شرت خوشمل متناسب با روحياتم و يه گل سر هم خريد(جيگرش)
بعدشم منو برد خونشون(اقده حال ميده يكي تحويلت بگيره كه نگو)
بچه پررو:اينم ذوق كردن داره؟!
جيلز(حسود)نور(هرگز) بي ريلكس(نياسود)
فردا ظهرش هم به افتخار من زرشك پلو با مرغ درست كرد!
بچه پررو:خب حالا تو هم!هيش!چرا تو همون وسط هفته موندي؟!
اينو راست گفتي!


4شنبه:به علت اينكه امير مياد اينجا و همه چي رو تكذيب مي كنه ماجراي روز

چهارشنبه رو سانسور مي كنم! تازه اگه مي نوشتمش خودمم اونو تكذيب مي كردم!

(البته كه آريايي و خاله ريحانه و ساره و فروغ و امير خودشون از ماجرا خبر دارن)


5شنبه:يك روز با خانواده!
رفتيم خونه عمومينا به خاطر "كسري"كه هنوز به دنيا نيومده!
راستشو بخواي اصلا از اين مراسما و جشنا خوشم نمياد ولي چيكار كنم كه نميتونم رو

حرف مامانم حرف بزنم!با زور منو بردن!
فك كنم از تنها قسمتش كه خوشم اومد قسمت "كوفته سبزيش" بود!

جمعه:اوف نگو كه دمار از روزگارمون دراومد!
۳۰/۱۲-۱۱كليات زبانشناسي با استاد كاظمي
۳۰/۲-۱باز هم كليات زبانشناسي با استاد كاظمي
۳۰/۴-۳نگارش پيشرفته باز هم با استاد كاظمي!!!!!!!!!
فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــك كن 6 ساعت با يك استاد اونم روز جمعه!!!!!!!!!!
بعدشم با بچه ها اپيه(همون پياده خودمون به زبان فرانسه س)
تا ملاصدرا اومديم
نرسيدم خونه كه مامانم ميگه پاشو بريم خونه مامان بزرگ!
ديگه بقيشو درك حال و احوال ما با شما!

لينك | نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 14:13 توسط Nazi loo3 |
خونه ی خاله کدوم وره؟

 

سلام و صد سلااااااااااااااااااااااااااااااااااام

خوبید ؟

خوشید؟

ما چطوریم؟!

خوب! آقا خوووووووووووووووووووب

از چی بگممممممممم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

از خونه ی خاله ریحانه؟

از اذیتامون؟

از شیطنتامون؟

از کوه رفتنمون؟

از کلاس رفتنمون؟

از دیشب ؟

از چییییییییییییییییییی؟

 

باشه! باشه ! نزنید!

حالا از همش یه خورده میگم!

 

PART(1)

مامان:دختر!اين موقع سحر كجا داري ميري!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من:سحر كجا بود!تازه ساعت هشته!تا برسم پايانه و ساره بياد ۵/۹-۹ ميشه!

مامان:آخه دختر كسي اين موقع ميره خونه ي مردم؟

من:مردم كجا بوده!داريم ميريم خونه ي خاله ريحانه!

مامان:بنده خدا واسه ناهار دعوتتون كرده نگفته كه از صبح رو سرم خراب شيد كه!

من:مامان!مزه ش به همين خراب شدنه!

مامان:

من:خب قربونت كاري نداري من رفتممممممممممممممممممم

 

 

ساعت ۱۰ رسيديم خونه ريحانه گلي

بعد از كلي مسخره بازي و شيطنت تازه مادمازل جان اس ام اس داده كه شما كي مي خواين بريد خونه ريحانه؟!

من:

 

خداييش من خيلي خوشبختم كه چنين دوستايي دارم و واقعا از ته دل دوسشون دارم و بهشون افتخار مي كنم

خونه ي خاله كه بوديم اونقدر مشغول خوردن و اذيت كردن بوديم كه اصلا حتي وقت نكرديم در مورد خودمون حرف بزنيم چه برسه كه غيبت كنيم و پشت سر كسي حرف بزنيم!

خصوصي:خدايي قربون حكمتت!اين امتحاني كه داري منو مي كني با وجود دوستام خيلي آسونتره

خدايي سخت ترش نكني ها!خدا خيلي دوسشون دارم واسم نگهشون دار

مينا-ساره-ريحانه-فهيمه-مريم-راضيه-فاطي-سميرا-فروغ-و...و...و...و...

 

PARET(2)

با برو بچ رفتيم كوه!

بچه پررو:دوباره؟!!!!!!!!!!!!

بعععععععععععععععععله!

بچه پررو : مگه خونه رو ازتون گرفتن كه مي ريد كوه صبحونه بخوريد؟!

مزه ش تو كوه بيشتره هه هه!

بچه پررو:پس كلاس ملاس درس چي؟

از راه كوه رفتيم كلاس هه هه!

بچه پررو:

حسوت هرگز نياسوت!

 

خب فعلا دیگه حوصلم نیس!

فعلا بای

راستی اگه تعداد نظرا کم بود دیگه آپ بی آپ (قهر قهر)!

لينك | نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 9:33 توسط Nazi loo3 |
باغ ارم + خرید مانتو + کوه

 

تهنيت و  دروووووووووووووووود بر همه ي شما!

بله!درست ديديد! تهنيت!

انقذه ذوق كردم كه باکلاس عزيز دانشگاه باكلاسمون اين كلمه رو از فرهنگ فارسي معين كه معادل سلام هست رو پيدا كرده و بهم گفته كه نگو!

ولي معمولا ما تهنيت رو ضميمه ي تبريك مي كنيم نه؟!

در ضمن قبول داريد هيچ چي همون سلام خودمون نميشه؟

اما ميتونيم فرهنگ سازيش كنيم!يعني انقد مي گيمش تا واسه همه عادي بشه!

پس مي گيم:

تهنيت و وقت بخير...

 

 

 

PART(1)

چهارشنبه من + استاد آريايي + فولوخ(=فروغ)رفتيم باغ ارم(سوز سوز!)

پ.ن مهم: جاي ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاره خالي و سبز بود...

 

بسكه دار و درختاي ارم واسمون تكراري شده بود اين دو تا گلي خانوما مي رفتن يادگاريهاي حك شده رو پيدا مي كردن و مي خوندن! منم طبق روال هميشه عكاس بودم! اومديم خونه فروغ تازه يادش اومده كه من تو هيچ عكسي نيستم!

 

و طبق معمول شيطنتامون ضميمه بود!اون از نشستن استاد به صورت چهارزانو جلوي امارت باغه اونم از رفتن فروغ تو جوب (رود خونه؟!)جلوي امارت!

تازشم همش يه پسره بود شكل تخم مرغ كه فك كنم از كره يا ژاپن اومده بود و همش دنبال ما بود!

آخرشم كه اين كولي بازيهاي ما رو ديد اومد جلو به فروغ گفت " سالام"

 

آدم بيكار به ما ميگن!به خاطر خريد يه كلاه نادر از ارم پياده راه افتاديم تا رسيديم انوري!

فــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــك كن!

برگشتن هم يه مانتو ديديم واسه فروغ و چون سليقه ي من خيلي گشنگه قرار شد فرداش با فروغ بياييم بخريمش

پ.ن:خداييش كلاهه خوشمل بود

پ.ن:هم آريايي هم فروغ يه دونشو خريدن

پ.ن:دم در مغازه هه هم ايستاديم عكس گرفتن!

پ.ن:مانتو هه هم خيلي ناناز بود!اونجا هم از فروغ با مانتوهه عكس گرفتم !

فــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــك كن!!!!!!!!!!!!!!!

 

PART(2)

با فروغ رفتيم همون مانتو فروشيه!

حالا هي از ما چونه از فروشنده هه كوتاه نيومدن!

من:آقا 25 ما بيشتر نداريم!

پسره:نه خانوم من تخفيفامو دادم همون 32 بدين!

من:26 راضي ميشي؟

پسره:   (در حالي كه داشت حساب كتاب يه مشتري ديگه رو مي كرد)41 و 20 چند ميشه؟

من:61 اينم سوال پرسيدن داره؟

انگار متوجه نشد و شرع كرد با ماشين حساب جمع زدن!

من:

پسره: رشتتون زبانه؟!

من:!!!!!!!!(فك كنم باز تو حرف زدنم و استفاده از كلمات انگليسي زياده روي كرده بودم!)

من:26 بدين بريم ديگه!

پسره:به خدا نميشه من خيلي تخفيفتون دادم!(به 1000تومن 2تومن مي گفت تخفيف!)

من:27 ميدي بده نميدي ميريم يه مانتو فروشيه ديگه!

پسره:باشه باشه قبوله!حالا شما بشماريد...

ما هم يه 50گذاشتيم جلوش!

قيافش ديدني بود به خدا!

پسره:شما پنجايي داشتينو اينقدر چونه ميزدين؟

فروغ:ميدونيد كه چقدر بايد پس بدين؟

پسره 50 تومن 2000تومني گذاشت جلومون!

گفتم ها؟!

بالاخره 27تومنش داديم حالا فروغ ول نميكنه!

فروغ:آقا مي خوايين بيشتر بدم؟آقا راضي باشينا!آقا مي خوام به دل خوش بپوشمشا!مي خوايين 1000 بذارم روش...

 

 

پ.ن:تو راه برگشت هم فروغ يخ در بهشت خريد و من پيراشكي!

پ.ن:خدا باهامون يار بود كه سالم رسيديم خونه!

 

PART(3)

 

فيتيله  جمعه تعطيله!

رفتيم كوه / شكار آهو / چمن و رودخونه / الاغمون شل شد رفتيم خونه / تو راه بوديم خوش بوديم / سوار لاكپشت بوديم

يكي منو بگيره كه دارم چرت و پرت مينويسم!

من+ريحانه+فهيمه+امير+مهدي+مجتبي و آريا رفتيم كوه چمران ...

پ.ن  مهم (2) :جاي ساره و فروغ خيلي خيلي خالي.

 

هنوز از كوه نرفتيم بالا كه

آريا : من گشنمه!

مهدي:اووو كي مياد اين همه راهو!

امير : يعني من ميتونم بيام بالا؟!

مجتبي:بيايين همين باغ رويا صبحونمونو بخوريم!

آريا:موافقم!

من و ريحانه و فهيمه : نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!!!!!!!!!!

بالاخره يواش يواش و آسه آسه ميرفتيم و مي رفتيم و مي رفتيم و در حين راه دوستاني تازه نيز پيدا كرديم  كه متشكل از 2 تا فهيمه بودن!چه وجه اشتراكي! فك كن!

.

.

ريحانه" دومينه "اورده بود بازي كنيم!حالا هر كي توپ و بدمينتون و اي چيزا مياره ما...

من و آريا ديديم بازيه حال نميده شروع كرديم باهاش يه قل دوقل بازي كردن!

 

خيلي خيلي خوش گذرونديم و جاي همتون خالي

پ.ن:فهيمه هم به آرزوش رسيد و دوچرخه سواري كرد (فك نكنين ازين دوچرخه الكي ها ها!ازون خوبوهاش!به قول آريا 1-5/1 قيمتشونه!)

 

 

 

راستي آريا  ! مشغول سگاروSEGARO =مشغول زمبه = مشغول ضمه اي اگه بياي و آدرس وبلاگتو ندي!

 

 

WARNING!!!!!!!!!

اگه اومدين ديديد وبلاگم فيلتر شده  بودونيد  كار آريا بوده!

 

لينك | نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 1:43 توسط Nazi loo3 |
نظرت راجع به مطلب آخری چیه؟!

ســـــــــــــــــــــــــــلام
ســـــــــــــــــــــــــــــلام
ســـــــــــــــــــــــــــــــلام
ســـــــــــــــــــــــــــــــــلام
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــلام
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــلام
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام
مي گن سلام سلامتي مياره پس كم نيار!
سلام سلام سلام به توان بي نهايت!...............


پس كــــــــــــــــــــــــــــــــــــو؟!
خوب كه نميشم هيچ!دارم بدتر هم ميشم!
نميدونم كي چشم زده كه از اون هفته تا حالا همش يه چم ميشه!
(دود دود --بتركه چشم حسود... الهم صلي علي محمد + دود + ذاغ اسفند/اسپند)
پ.ن:تا حالا اسپند/اسفند دود دادين كه؟
شايد هم يكي نفرينم كرده!
حتما از اعماق تهش / تهه اعماقش نفرين كرده!

در پيشينه ي من چه گذشته...
3شنبه اجرا داشتيم 1. اداره برق
2.اداره نمي دونم چي چي!

اجراها بسيار موفقيت آميز بودند بوخودا!

پ.ن:اداره برق رد كارپتاشو تازه عوض كرده بود كه ما مفتتح شديم
پ.ن:استيجش يه عالم برق راسانا داشت كه ساره هم رساناي الكتريكي شده بود همه رو دم به دقه برق مي گرفت!

وسط اجراي اداره نميدونم چي چيه ديديم خيلي نا محسوس اومدن از پايين استيج يه كاغذ دادن به عادل!
يني چي ميتونه باشه؟!
عادل اونو داده به امير!

امير:يعني چي؟وسط اجراي 90 اومدن شماره پلاك ماشين منو دادن مي گن آقا بد جا پارك كردي!لطفا تغيير جاش بدين مي خواد ماشين رد شه!


گذشت تا گفتن 2 شنبه هم اجرا داريم!
يا خدا!امان از دست شهرت!
كجا؟
زيــــــــــــــــــــــــــــــــــــمنس!


مي گم يكي ما رو چشم زده نگو نه!
فروغ بيچاره كه كارش به بيمارستان كشيده بود و سرم!
مريم هم كه خروسك گرفته بود

فرداشم كه...
خودت بودي كه سرت درد مي كرد و هر آن احتمال كالپس شدنت بود و از مهره ي گردنت تا كمرت درد مي كرد و دست چپت درد مي كرد و سرت گيج مي رفت و ساره هم تو ترافيك گير كرده و دير

ميومد چه جوري ميشدي هان؟
شرط ميبندم نفميدي چي شد!
هيشكي نفهميد من چي ميكشيدم!
هيچي در كل زدم گند به همه چي!
انرژي منفي دادم در حد تيم ملي!
برو بابا با اين بازي سرخابي ها!مسخرشو در اوردن!معلوم بود مساوي ميشن!اصلا تباني كرده بودن مساوي كنن تا نظم ملي بهم نخوره!باور نمي كني؟
توقع داشتي استقلال برنده شه تا همه ي هواداراي پرسپوليس بريزن رو سر آدماي ديگه و اتوبوس خورد و خمير كنن؟
اينا همش سياسته آقا سياست!

تا اون دردا خوب شد سرما خوردم + سر درد + تب+ سر گيجه + بي حالي = يك حال زار!!!!!!!!!!!!


اومدم واسه ولنتاين آپ كنم گفتم تو رو سنن؟its none of your buseness
فرهنگ باخته!سپندار مزگانو ول كردي مي خواي ولنتاين بگيري؟!
واقعا سر در گم شدم!نميدونم به هخامنشيان و ايران باستان و اون حكومت عادل و پر افتخار افتخار كنم يا...؟!
اصلا ميدونستيد زماني كه پيامبر به خسروپرويز نامه ميده كه اسلام بياره اون چيكار مي كنه؟!
تو كتاب درسي ما مي گفتن نامه رو پاره كرده!
در صورتي كه اصلا اين كارو نكرده و گفته وقتي حكومت من بر اساس عدل و عدالته نيازي نيست برم دين ديگه اي رو بيارم!همين!
راست مي گفته بنده خدا!
زنا حجاب نداشتن كه داشتن!
عدالت نبوده كه بوده اونم از نوع خوبو!
به خدا وقتي ميري تخت جمشيد عشق مي كني و غبطه مي خوري كه چرا تو اون زمان نبودي!
چرا فرهنگمون يادمون رفت؟
چرا؟
به خاطر دوره ي صفويه كه اسلام اومد؟!
نمي گم اسلام بده!واسه همينه كه سر در گم شدم!
من مسلمونم و دينمو دوست دارم ولي آيا اين اسلامي كه الان ميبينيم اسلام واقعيه؟!
اگه اسلام واسه زن ارزش قائله خب ايرانيان قديم هم زنو تكريم مي كردن!
مثلا همين سپندار مزگان كه روز زن هم بوده
زن رو تكريم مي كردند و مردان و فرزندان به زنان و مادران هديه ميداده اند...
اون زمانها زنان هم كار مي كرده اند و حقوق دريافت مي كرده اند!
اگر فرزند داشتند نيمه وقت كار مي كردند با همون حقوق!
عدالت اون زمان عدالت بود...
عدالت علي هم عدالت بود...

مث كه خيلي چيزا كه نبايد گفتم اما...

و اما ازبيوت محمد نشنيدم خوشتر!
گفتم ببينم حافظ ايندفه چي ميگه كه گفت:


باغبان گر پنج روزي صحبت گل بايدش
بر جفاي خاربحران صبر بلبل بايدش

همي بدرود تا درودي دگــــــــــــــــــــــــــــــــــــر...


لينك | نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 14:32 توسط Nazi loo3 |
چهلمین روز درگذشت...
 

 

آگهي:

خواهشا اگر كلمه ي فارسي ديگري به غير از "سلام" و "درود" پيدا كرديد ما را بي نصيب نگردانيد!

 

 

پس ما فعلا مي گيم ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام تا بعد!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

مي گن خاك مرده سرده!

خب مي گن ديگه!

نمي دونم كي گفته و چرا گفته و كجا گفته و هر چي شده گفته شايد هم خودشم شنيده بوده بعد اومده گفته بعد بعدي گفته و يكي نگفته و ديگري شنيده و همـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي طور دوره ي تناوبي داشته تا رسيده به ماكه آيا تحريف شده يا نشده ما را اطلاعي در دست نيست!اصلا مگه به حرف من شك داري؟!

اگه نداري پس چرا اينقدر سوال پرسيدي و من جواب دادم و حواسمو پرت كردي و از موضوع پرت شدم افتادم پايين تو زيرزمين لو لو منو ترسوند و من فرار كردم و ...

ها... هي...ها.. هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

چيه؟!

تا حالا مگه ندويدي كه ببيني بعدش چجوري نفس مي كشن هان؟!

 

             

آخ كه چه زود 40 روز از فوت بابابزرگم گذشت...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

جمعه مراسم چهلم بود و ما ...

  

عمو:بدويين!بدويين! ساعت 2:30 مراسم شروع ميشه ما كه باني هستيم بايد 2 مسجد باشيم...

عم قلي و نن قلي(استعاره از عمه و ننه ي قلي)(ايهام از فك و فاميل)جمع شديم و رفتيم مسجد كه چيز ميزا رو آماده كنيم...

مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش يعقوب اينجا چرا نا مرتبه؟

مش يعقوب كيه ديگه؟

ها؟!

مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش يوسف! چرا بخاريها خاموشه؟!

 

پ.ن:مش يعقوب همون مش يوسف همون صاحب مسجده بود !

 

اگه ميشه بخاري اينوري رو خاموش كن!

اونوري رو گفتم روشن بذار!

نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــازي تو مسئول پذيرايي باش!

.

.

.

هنوز 2:30 نشده كه آدما سر و كلشون پيدا ميشه!

 

ما هم كه تو قسمت خانوما چشممون جز سياهي چيزي نمي ديد! بوخودا!

نيس همه چادر مشكي و مانتو مشكي پوشيده بودن بعد از كلي سلام احوالپرسي و عرض تسليت اون وسط مسطا تو جمعيت گم ميشدن!

من و ندا درگير مسابقه ي بگرد و پيدايش كن  شده بوديم!

 

بابك:دختر دوويي(دوويي = دايي)والو نمي خواد تو اين سرما به خودت زحمت بدي ! هر وقت شير كم اوردين دستتو بيار بيرون با انگشتات تعداد شيرا رو نشون بده من ميارم واستون!

پ.ن:هماهنگي رو حال مي كني؟

پ.ن:فك كنم موقعي كه اشاره مي كردم همه مي فهميدن جز بابك!

 

يه مدت گذشت ديديم هوا داره سرد ميشه!بالا رو نيگاه كرديم ديديم يه پنكه داره مي چرخه!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

روزبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه برو پنكه رو خاموش كن!

پ.ن:خاموش كه نشد هيچ! باقيش هم روشن شد!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

.

.

در همون حيني كه پذيرايي مي كردم و كمرم داشت از وسط نصف مي شد آخونده وسط حرفاش گفت:  " منه نوعي..." كه من با شنيدنش پوكيدم از خنده!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

همون لحظه بود ياد امير افتادم كه تو تئاتر طنزمون با اون تي زبوني حرف زدنش مي گفت :" منه نوعي نمي تونم ..."!!!!!!!!!!!!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

پ.ن:حالا يكي منو بايد اون وسط جمع مي كرد!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

 

آخه بميرم بابابزرگم هميشه دوست داشت ماها بخنديم و شاد باشيم...

دقيقا شب عيد رفت به رحمت خدا و چهلمش هم روز تولد امام محمد باقر(ع) بود...

 

NEW EVENT!

1.بالاخره شالگردن نازي لوسه تموم شد و حاصل دسترنج خوشو انداخت گردنش!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

پ.ن:انقده دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــش دارم كه نگو مخصوصا پوپكاشو خيلي دوس دارم!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

2.دو باره تور 90 ما راه افتاد(تئاترمون واسه بار سوم مي خواد بره رو صحنه)خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

3 شنبه اجرا داريم و اين روزها مشغول تمرين و خنده!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

بر و بچ پايه هم به اين جشن اداره ي برق دعوت شدن:

مريم-ريحانه-فهيمه-سميرا-آريايي-مينا

پ.ن:از دعوت بقيه معذوريم چون واقعا محدوديت داريم!

 

حكايت نازي لـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوسه:

به علت مشغله ي نازي لوسه اين قسمت آپ به هفته ي آينده موكول مي گردد...

 

 

اتل متل توتوله

نازي الان خوشحاله

نمره هاشو كه ديده

از همشون راضيه

درسشو خوند حسابي

كارشو كرد چه عالي

خواستن برن يه جايي

يه جاي با هوايي

اما الان كه بايد

تمرين كنن اساسي

در اين فرجه ي باقي

 

 

 

و اما بيتي از محمد جون(چيه؟!تو به حافظ هم حسوديت ميشه؟!)خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خواجه شمس الدين محمد حافظ شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيرازي!

 

منم كه شهره ي شهرم به" عشق" ورزيدن

منم كه ديده نيالودم به" بد" ديدن

 

پ.ن: منم = نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــازي لوسه

پ.ن: به به!

 

لينك | نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 1:32 توسط Nazi loo3 |
تغییر اساسی

 

با "س" سرخ گل سرخي خوبو

با "ل"لوله جاروبرقي

با " ا" آت و اشغال

با "م" موكت

مي گم :ســـــــــــــــــــــــــــــــــلام!

چه ربطي دارن؟

ندارن؟

مطمئني ندارن؟

خوب فـــــــــــــــــــــــــــــــــك كن!

نداشت؟

 

نفهميدي؟اشكال نداره!بزرگ كه شدي مي فهمي!

20 سواليه؟!

ها؟!!!!!!(به لهجه ي قلمراد لطفا بوخونيد)

1 يه دوستي داشتم

2 دوسش نداشتم

كلاغ اومد و بردش

دستمال من زير درخت آلبالو گم شده

باغ گيلاسمون بود چشم و چراغمون بود

سواد داري نه نه

بي سوادي

بي تربيت

.

.

.

حالا من هر چي مي نويسم تو بايد بوخوني؟!

به اون اولي يا مي گن شاهكار يه كدبانو!

بعـــــــــــــــــــــــــــــــله!

 

باورت نميشه نازي لوسه ازين كارا كنه هان؟

كدوم كار؟همون كاري كه پولش...  (to be continued)

اصولا با جارو برقي آت و آشغالاي موكت و قالي گل باقالي رو كيلين مي كنن!

پ.ن:پارسي رو فاس بداريد!

پ.ن:فارسيم نمياد!

 

هميشه بعد از اينكه 3ماه تعطيلي تابستون تموم مي شد و اول بسم ا... تا پامونو ميذاشتيم مدرسه اولين سوالي كه مي پرسيدن اين بود:

تــــــــــــــــابـســـــــــــــــــــــتان خود را چـــــــــــــــــــــــگونه گذرانديد؟

كه مطمئنا هممون اينجوري مي شديم!

طبق معمول هركي هم يه مشت دروغ و چرت و پرت تحويل مي داد...

خداييش 3ماه بيكار و تعطيل بوديم دريغا از سيم ثانيه مصرف بهينه!

بي ربط:در مصرف گاز اتلاف كنيد!

پ.ن:مردم بسكه تو تلوزيون گفت در مصرف گاز صرفه جويي كنيد

صرفه جويي كنيم روش مولانا را پيش گيريم عرصه ي زندگي رو واسه خودمون تنگ كنيم كه چي؟

واسه كي؟

هان؟

ما هم تابستان به كلاس:خياطي-آشپزي-منجوق دوزي- مليله دوزي منبت كاري – خانه داري- بچه داري و ... ميرفتيم

هه هه دلت خوشه!من و از اين كارا؟

 

 

الان امتيونام تموم شده خوشـــــــــــــــــــحالم انقده

نمره همم خيلي خووووووووووووووووب شدن

 

 

 

 

 

 

حكايت نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــازي لوسه:

و اما تصميم نازي لوسه بر آن مي بودندي كه اصرار ورزيدندي و ثابت قدوم مي بودندي تا بر دل معشوقه رسوخ نمودندي!اما اين مجنونه ي روزگار حتي بر ميس كال (missed call) زدن هم خوف داشتندي!حتي ترسيدندي به معشوقه ي خود تك زدندي!

و اما ياد آوردندي به روزگاري كه او معشوقه بودندي و مجنونه اي در پي او

اما نازي تا توانستندي بي تفاوت بودندي و توجه اي به دل مجنونه اش نداشتندي تا مجنونه از اين ديار برفتي و نازي تازه متوجه ي مجنونه ي بيچاره شدندي و دل برايش تنگ كردندي!چه بسا سودي نبودندي

 و حــــــــــــــــــــــــــــــــــــــال اوست كه مجنونه است و در پي معشوقه اي...

و با خود چنين گفتندي كه:از ماست كه بر ماست...

 

پ.ن:بعععععله!هر عملي عكس العملي!هه هه !

پ.ن:برو شارژ كن تا حداقل بتوني بهش اس ام اس بدي!هه هه !

پ.ن:انقذه خوشم مياد كسي نفهمه اين معشوقه كيه!هه هه !

پ.ن:مهم اينه كه خودش مي دونه!هه هه !

 

 

 

NEW EVENT!

نازي لوسه ياد گرفته بافتني كنه!

ميخوام يه شالگردن واسه خودم ببافم(ذوق ذوق)

آشپزيش هم پيشرفت كرده

خونه داريش هم كامل شده

 

پ.ن:به قول مريم اين دختر 2 روز فقط 2 روز تو خونه بشينه مامانش يه كدبانو تحويل ما ميده!

 

اتل متل توتوله
نازي حالش چجوره
يه كم دلش گرفته
اما هنوز مي خنده
شايد مهم نباشه
غم نازي چي باشه
مهم اينه هميشه
دلش مثال شيشه
تميزه و لطيفه
اما...
از آدما خسته شده
يه كمي منزوي شده

شايد مي خواد عوض شه
يه آدم ديگه شه
اما مگه ممكنه؟

 

راستی این چه وضع نظراس آخه؟


 

لينك | نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 1:35 توسط Nazi loo3 |
تیلفون...

 

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام

من برگشتم آيا؟

نه!نمي خوام!نمي خوام!

ولي .../

شايد.../

اما.../

 

اصلا مگه رفتم؟ مگه شد كه برم؟!

رفتم كارت اينترنت بخرم(نخند!خودتم يه زماني از كارت استفاده مي كردي!اصلا مگه همه ADSL   دارن؟)خدا پدر و ماد الكساندر رو بيامرزه كه خط تيلفونو اختراع كرد!و الا من دق زده بودم!معمولا دپ مي زنن نه دق!دق مي كنن نه دپ!تارك دين و دنيا ملحد و كافر هستم آي دلبرم آي دلبر هان؟!چي شد؟!ابي كجا بود؟!

ملحد يعني چه؟!ريشه ش چيه؟ملح؟يعني نمك؟!←ملحد=بانمك؟

چرا مي زنيد خو!من فقط سوال پرسيدم!

يه 30 ساعتشو قالب كردن بهم!

پ.ن:30ساعت ريفر تو كارت اينترنت!

پ.ن:ريفر تو=REFER TO =بر مي گرده به=مرجعش  كـــــــــــــــــــــو؟

حالا تا اين كارته هست گفتيم يه آپي هم كنيم

 

 

PART (1)

با هزار ترس و لرز و وحشت و ترور و اضطراب و خوف و هرب و(ديگه كلمه ي معادل كم اوردم ... برسون...)زنگ زديم منزل استاد آريايي...

جوجو:الو؟(با صداي ملوس بوخونيدش)

من: غش و ضعف!(نيس عاشق بچه ام)سلام عزيزم تو جوجويي؟

جوجو:نه!

من: (نكنه نشاطه! شايدم يكتا!شايد پارسا شايد...)

جوجو:من زهره خانم هستم! شما؟

من همي جووووووووور محو!

جوجو:با كي كار داريد؟

من:عزيزيت هستش خانومي؟

جوجو:كي؟

من:اهه ... چيزه... اهه ... با... (...)خانوم كار داشتم.هستنشون؟

جوجو:شما كي هستيد؟دوستشيد؟كدوم دوستش؟

من :  (هاج و واج)كه استاد سر ميرسه و منو نجات ميده!

 

پ.ن:جوجو كوچولوهه هنوز آمادگي هم نرفته!بوخودا!

 

 

PART(2)

 

شماره منزل استاد رو مي گيرم.اين دفه ترس مرس ندارم

2باره جوجو گوشي بر ميداره

جوجو:الو؟بفرماييد.

من:سلام زهره خانم خوب هستيد احوال شما خانواده خوبن(انگار داشتم با پتروس خانوم سلام عليك مي كردم!)

ايندفه انقده تحويلم گرفت

.

.

.

وسط حرفاي من و استاد صداي جوجو مياد!ميگم چي مي گه؟

 

جوجو:سلام خواهش مي كنم مزاحم عزيزيه من نشيد!

من:

جوجو:اگه كارش داريد بياين خونمون!

من:

جوجو:چطور دوستاي من زنگ نمي زنن خونمون اگه كارم دارن ميان خونمون!شما هم نبايد زنگ بزنيد بايد بيايين خونمون!

من:آخه عزيزم من خونمون دوره...(نميذاره حرفمو ادامه بدم )

جوجو:بهتون آدرس ميدم آپارتمتنهاي(...)مجتمع(...)بلوك(....)طبقه(...) خدافظ!

.

.

.

 

 

 

پ.ن:چقدر دنياي بچه ها قشنگه...

 

 

 

اين چند روزه همش خونه بودم هيچ اتفاق خاصي هم نيفتاد واسه همين كه گفتم خدا خير الكساندر بده

 

در خانه:@ HOME

صبح بانام خدا مياي كتابتو باز كني 2 كلام درس بخوني كه...

صداي جيغ و داد و دعواي همسايه بغلي بلند ميشه!

ظهر ميري حمام كه به به!صداي گوشخراش مهران همسايه بالايي طنين انداز ميشه!

عصر مياي يه خورده استراحت كني و تلوزيون نگاه كني كه...

بچه هاي همسايه اينوري دارن ميزنن تو سر و كله ي هم!

شب مياي بخوابي كه...

زوج جوان طبقه پايين دارن با هم ديس گاس مي كنن!

 

پ.ن:خونه ي ما از مقوا ساخته شده آيا؟!

پ.ن:وقتي استاد بهت ميگه تو آلونك زندگي مي كني بهت بر نخوره!

پ.ن:مگه اونا تو قوطي كبريت زندگي نمي كن؟!

 

NEW EVENT!

 

تازه فهميدم من جاهلم!

آخه تو يه كتاب نوشته بود هركي عاشق نباشه در جاهليته!

پناه بر خدا!

 

 

 

 

ادامه ي حكايت نازي لوسه:

همون بهتر مي بودي كه اين مجنونه ي روزگار در عالم جاهليت مي مانندي و عاشقي پيشه نمي ساختندي...در اين مدت هيچگونه رسوخي به اندرون معشوقه حاصل ننمودندي و تلاشها مبني بر نسيان نمودن معشوقه كفاف نكردندي و روز به روز عشقش فوران مي نمودندي و خواب و خوراك از نازي لوسه افتادندي به منوال بعد از هر ابراز به معشوقه پشيموني كردندي اما سودي نمي داشتندي

فعلا همينگونه عاشقي و ابراز و دلربايي پيشه كردندي تا...

2راه مي بودندي:1:اصرار ورزيدندي تا رسوخ نمودندي

2:معشوقه اي ديگر پيدا كردندي!

 

پ.ن:هه هه!دلت به چي خوشه؟!

پ.ن:هه هه دوست داشتن اي چيزا سرش نميشه

 

اینم عکس الاغ دانش!

پ.ن:الاغی که جلوی در سالن امتاحانا دیدیم!

دانشگاه ما مجهز به همه چی هست!(وسیله ی ایاب و ذهاب)

         

 فعلا

لينك | نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 0:44 توسط Nazi loo3 |
مگه هر آپی عنوان میخواد؟!!!!!!!!!

خداي مهربونم!!!!

با ياد خدا دلها آرام ميگيرد

 

منو آرومم کن..من ميدونم تو واسه بنده هات کافي هستي...

به تو توکل کردم و بهت احتياج دارم...نذار بشم....دستمو ول نکن

تورو خدا...به بخشندگي و بزرگيت قسم....................

نميخوامممممممممممممممممممم

.........................................

.............................

...................http://www.forooq.blogfa.com/

سلام به همگي

خيلي وقته از نوشته هاي خودم تو وبلاگ نزدم . شايد هيچ کس منتظر

نوشته هاي من نباشه. شايد هيچ وقت , هيچ کس منتظر من نباشه .

هميشه با خودم ميگن ميشه يه روز , يه نفر دلش واسه من , واسه

نوشته هام تنگ بشه ؟؟؟

 

الان که دارم اين رو مي نويسم خيلي احساس تنهايي مي کنم . احساس

 مي کنم ديگه واسه هيچ کس وجود ندارم . احساس مي کنم فراموش

 شدم. شايد ديگه زندگي واسه من تمام شده . شايد ديگه روحم پير

شده .

 

خيلي وقته عاشق نشدم , عاشق هيچ کس و هيچ چيز . خيلي وقته يه

حرف عاشقانه از کسي نشنيدم , هيچ کس بهم نمي گه که دوستم داره .

خيلي وقته که احساس مي کنم ديگه دوست داشتني نيستم . شايد احساس

مزحک و کودکانه اي باشه , اما يه کم فکر کنيد , ببينيد داريد به چي

عشق مي ورزيد ؟؟ کي واستون همه زندگيه ؟؟؟ حالا يه لحظه تصور

کنيد ديگه نيستش ؟؟؟ !!! مي بينيد اين احساس کودکانه به شما هم هجوم

 مياره .

 

نمي گم اين عشق فقط مي تونه عشق به جنس مخالف باشه, ميشه عشق

به يک دوست باشه , يه همدم , يه کسي که باهاش حرف مي زنيد و

 دردودل مي کنيد . مي تونه عشق به خوانواده باشه , عشق به مادر ,

يا حتي عشق به عروسکي که دوران کودکي باهاش بازي مي کرديد .

http://www.taintedlove.blogfa.com/

 


پس مينويسم...... با بهانه.......

سلام خدايي!

ميدونم که يه مدته ازت دور شدم اما خودت دليلشو ميدوني.اما هر ثانيه ولحظه وبار هرنفسي که ميکشم به يادت بودم.هستم وخواهم بود.

خداجونم قول دادي بنده هاتو تنها نميذاري ونخواهي گذاشت.ولي حس ميکنم يه مدته ازم دور شدي. خدايا بندت وتنها گذاشتي! فک نميکني ديگه بسشه؟!

مهربونم .... اين روزا خيلي نبودت واسم محسوس شده! شايد به خاطر اينه که دلم اين روزا خيلي گرفته که بازم خودت دليلشو بهتر ميدوني. اگه اينو ميگم شايد به خاطر اينه که هيچ وقت قلبي برام نتپيده. شايد چون هيچ وقت وجودم واسه کسي پر رنگ نبوده... هيچ وقت ديده نشدم!!!! انقد که خيلي وقتا حس ميکنم وجودم بي ارزشه.

آخ خدا جونم چقد تنهام!! خيلي وقته نميدونم چيکاربايد بکنم. فقط به اين دل خوشم که تو هميشه حرفامو مي شنوي.

آخه چرا؟!

چرا بعضي وقتا.......... بعضيا...........!!!!! (مهم نيست!ديگه عادت کردم)

فقط خدا خدا ميکنم که زودتر برم.شايد ديگه هم برنگشتم که اينجوري خيلي خوب ميشه.مخصوصا واسه همه اونايي که دور و برمن ونبودم واسشو لذت بخش تره!!

جالبه!!!! هميشه اونايي که قراره مسافر باشن ازاينکه بخوان از خونه وخونوادشون دور بشن داتنگ ميشن ولي من اولين مسافري هستم که واسه اينکه نرم دلتنگ ميشم واسه اينکه بمونم ناراحتم!!

ياد حرف جالبي افتادم که به نظرم بايد با طلا نوشتش

(گاهي بايد نباشي تا نبودت حس بشه)

واقعا دار بهش ايمان ميارم. ولي نميدونم اگه يه روزي نباشم نبودم حسم ميشه؟؟؟؟!!!!

خيلي وقته از اين وضع خسته شدم.

دل نوشته ام خيلي زيادن.اما ازکجا بگم؟! از چيش بگم؟!

  با کوله باري ازتنهايي ميخوام برم به دياري پرازغربت. شايد غربت تنهاييم رو از بين ببره!!! شايد اونجا تنهايي بخرن وتنهام نذارن!!!!!

شايد.........!!

http://www.love-sonnets.blogfa.com/

سلام خدايي

خوبي؟

اومدم سرت نق بزنم.چرا مامان نتونست منو بغل کنه؟چرا هميشه پيشم بود ولي من از آغوشش محروم بودم؟اين رياضت واسه کدوممون بود؟من يا مامان؟

چرا من سرمو رو شونه ي هيشکي ديگه نذاشتم؟مغرورم؟نه خدايي نه.فقط از ترحم بدم ميومد.(و مياد)

خدايا.دلم براش تنگ نشده ها.کمبودشو حس نميکنما.فقط دلگيرم ازت.اگه رياضت من بود اون چرا بايد زجر ميکشيد؟اگه رياضت اون بود من چرا؟

خدايي يه روز به مامان گفتم:ميگن بهشت زير پاي مادراس.وقتي مُردم دست منو ميگيري با خودت ببري بهشت؟ميترسم از جهنم.گريه افتاد و گفت:مامان جون من کيم که تو رو ببرم بهشت؟خدايي زجر اون سالها بسش بود نه؟الان تو بهشته.پيش تو و بابا.خوش باشيد با هم.گور باباي من.

چرا هر جا ميريم و يکي ازمون تعريف ميکنه مثلا ميگه:چه خانواده ي خوشبختي.خوش بحالتون. ما هنوز خونه نرسيده مثه سگ و گربه ميپريم به هم؟!خدايي چرا ان يکادت واسه ما کار نميکنه؟

آهاي خدا.چرا من اينجوري شدم اونشب؟چرا وقتي رضا اومد من خودمو با محمدش سرگرم کردم؟چرا آخرش رضا گفت:يه خورده منو تحويل ميگرفتي.حالا نه که مثه محمد بغلم کني و بام بازي کني.من بغلش کردم و گفتم ما مخلصيم.ولي وقتي رفت عذاب وجدان شديد گرفتم.چرا آخه با اون همه عشقي که بهش دارم اينجوري رفتار کردم؟درسته گاهي اخلاقم واسه بعضيا(مثه دوس جون شماره يک و دوس جون دکتر)اينجوريه.ولي رضا که دوس جون نيست....همه ي وجودمه.وجدانم درد ميکنه.کاش بهش ميگفتم که چقد دلم ميخواد مثه اون روزا بشينيم با هم در مورد مسائل من حرف بزنيم.

خدايي چرا من اينجوري شدم؟

خودت درستم کن که داره حالم از خودم بهم ميخوره.

قل اعوذ برب الناس....

پ.ن:واسه اوني که فک ميکنه من زنديق و ملحدم....

http://dokhtare-ariyayi.blogfa.com/

سلام


علت تاخير من در به روز کردن اين وبلاگ پاييزي

مسائل کوچکي بود که به لطف پروردگار همه ي فصلها

به خير و خوبي حل شد ( مشکل براي زندگي انسان لازمه)

http://www.eshghe-paeezie-man.blogfa.com/

آه...آه..اما

او چرا اين را نمي داند که در اينجا

من دلم تنگ است. يک ‌‌ذره است ؟

اي داد بر من . داد

من نمي دانم چرا طاووس من اين را نمي داند ؟

که من بيچاره هم در سينه دل دارم

که دل من هم دلست آخر ؟

سنگ و آهن نيست

او چرا اينقدر از من غافل است آخر؟

http://tikeye66.blogfa.com/


سلام به همتون خووووووووووووووووووبيد؟
اميدوارم هرجا كه باشيد لبتون خندون و دلتون راضي باشه و سالم هم روحي باشيد هم جسمي!
تمام مطالبي رو كه بالا خوندين  از وبلاگاي بچه ها با لينكش بود...
منم اگه تو وبلاگم هيچوقت از دلتنگيهام ننوشتم دليل بر اين نبود كه غم و غصه نداشتم
اگه هميشه مي خندم دليل نميشه كه تا حالا گريه نكرده باشم
اگه كودكانه رفتار مي كنم دليل نميشه كه نفهمم چي دور و برم اتفاق مي افته
اما خيلي وقته فهميدم كه نبايد منتظر نشست تا يكي بياد بگه دوست داره تا بيان و واست ارزش قائل شن
ياد گرفتم اين خودتي كه بايد خودتو دوست داشته باشي
اين خودتي كه بايد واسه خودت ارزش قائل شي
اين تويي كه سرنوشت خودتو تايين مي كني
و هميشه به ياد داشته باشيد كه خدايي هم هست...

پ.ن:حالا فك نكنين اين بروبچ ما هميشه غمگيننا!
پ.ن:دو روز نيان دانشگاه اينجور ميشن ديگه!

من كه دارم از عالم مجازي نت و وبلاگ خارج ميشم اما دلم واسه خيليا تنگ مي شه
مخصوصا ص.م عزیز و ندای گلمممممممممممم كه از خوانندگان هميشگي اين وبلاگ بودن!
هر از چند گاهي كه نت بيام حتما بهتون سر ميزنم
در اين راستا هم تشكر ميكنم از استاد آريايي كه مشوق و محرك من واسه اينگونه نويسي بود
و  از ساره كه هميشه كنارمه
و بقيتووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون

پ.ن: حالا فـــــــــــــــــــــــــــــــــک نکنین دپرس شدما!ســـــــــــــــــــوئ تفاهم نشه!



اتل متل توتوله
نازي سرش شلوغه
نه غم داره نه غصه
قصه مي گه سربسته
راستي كه خيلي لوسه
يه كمي هم ملوسه
دنيا واسش قشنگه
قشنگ و رنگارنگه
مثل گل شكفته
همش داره مي خنده
خدا كنه هميشه
دلش اينجوري باشه
پر از مهر و محبت
از كينه خالي باشه


طبع شعر رو حال كردي!
اين سبك فرا نو  يا لوسه ناميده مي شود!

!
شايد وقتي ديگر...



لينك | نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 2:24 توسط Nazi loo3 |
نازی لوسه؟!

 

J ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلاااااااااااااااااامJ

خـــــــــــــوبيد ؟ خــــــــــــوشيد ؟ در ســـــــــــــــــلامتيه كامل به سر مي بريد هو!!!!.

 

نازي لوسه؟!                                           

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir 

 

***تو دانشگاه...

خانم نصيبي (كارشناس رشته):كي؟!هان!واي!خدا از اين دانشجوها نصيب آدم نكنه!اسم اين يكي رو ديگه نيار!وقت اداري و غير اداري سرش نميشه سرشو بگيري پاشو بگيري اينجاس!تا جوابشو نگيره ول كن نيس!اون دفه ديگه مجبور شدم دفتر ليست تمام نمرات رشته زبان رو بدم تا حالا يه نمرشو ببينه!بعدشم اون دفه...

 

آقاي كريمي(امور فرهنگي):هه هه اينو ميگي؟من نميدونم اين بچه درس و زندگي نداره؟!از صبح تا شب تو امور فرهنگي داره مي چرخه!

 

دكتر آبشاوي:واي اين دختره كه هنوز كودك درونش زنده ست!خيلي شيطونه!بايد از دوستاش جداش كنم!...

 

استاد كاظمي:ها؟!نه!نميشناسمش.كيه؟!!!!

.

.

.

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir   

برو بچ:وااااااااااااااي خيلي ملوسه خيلي دوسششششششششششششششششش دارم

ٍ :اَه! از اين دختر پر روها و وراجاس!

ٍ :واي اين دختر خيلي اكتيو و فول آف انرژيك و بشاشه!هر وقت مي بينمش روحيم باز ميشه به خدا!

ٍ :اَه... اَه!خيلي احساسش ميشه!فك كرده خيلي باحاله!

ٍ :بي شيله پيله – ساده – سنگ صبور – قدر شناس – آدم شناس و قابل اعتماده

ٍ :كيه؟!

ٍ :خيلي بي متانته!نميگه بزرگ شده!هنوز تو عالم بچگيش مونده! واه واه واه!

ٍ :ها!همون دختر درازه؟!كه همه جا هس؟اوووووووو اين همه باهاش سلام عليك داشتم تازه فهميدم اسمش چيه!

ٍ :بهش مياد خر خون باشه!

.

.

.

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com   

***تو فاميل بابا...

مامان بزرگ:دختر خوبيه ماشا ا... خيلي زرنگ و كاريه خيلي كمكم مي كنه مخصوصاً وقتي مهمون مياد...

پ.ن:يه راست بگو "كوزت" شدم و خيال خودتو منو راحت كن!

 

عمه كوچيكه:هيششششششششششكي به پاي دختر من نمي رسه!فقط روشي جون(روشنك خانم) من!

پ.ن:خدا برات حفظش كنه!

 

عمه بزرگه:آخه بميرم بچه هاي داداشم مثل داداشم ساكت و مظلومن.از ديوار صدا در بياد از اين بچه صدا در نمياد...

 

زنمو:ها همين خانم سيا رو مي گي؟!خيلي ساده تو سرس خوره! آدم بايد(... 1 سال بعد)نمي گم بده ولي كي سپيده ي من ميشه الهي قربوووووونش برم الهي ...

پ.ن:زيادي جلوي پاي خودتون بلند نميشي آيا؟!

 

عمو:100 دفه تا حالا بهش گفتم مامان بابات نميان تهرون خودت پاشو بيا!ديگه بزرگ شدي.نكرد بياد تهرون يه سري به ما بزنه!مي خوام شوهرش بدم به يه بچه تهروني!...

پ.ن:نه عمو جون!قربونت!من شوهر موهر حاليم نميشه!

.

.

.

                          

***تو فاميل مامان...

دايي كوچيكه:اَه!اين چه بچه خواهريه كه من دارم؟!هنوز تو گير و دار تعصباتش مونده!آداب معاشرت هم كه بلد نيست!پس فردا  چجوري مي خواد وارد اجتماع بشه؟!...

 

دايي بزرگه:واي خدا اين دختر از بقيه بچه ها نوه ها فرق ميكنه!خيلي با مرام و بامعرفته.هميشه دوس داشتم بقيه ي نوه ها هم اينجوري هوامو داشتن . من كه خيلي دوســـــــــــــش دارم...

 

خاله كوچيكه:دختر خيلي تميز و مرتب و زرنگ و باهوشيه!هميشه به پريا و پگاه مي گفتم از دختر خالتون ياد بگيريد!ولي راستش اونقدرها فكر زيبايي و خوشگلي نيست!پس فردا خواست شوهر كنه...

پ.ن:اهم اهم!نه به تعريفا نه به...

خاله وسطي:خيلي دختر با وقار و سنگين و با ادبيه.

.

.

.

و...

در خانواده كه نور علي نوووووووووووووووووره!

 

         

و بشنويد حكايتي من باب احوالات دروني نازي لوسه:

 

همي آورده اند كه اين نازي لوسه بعد از ماهها و اندي كه عاشقي پيشه كردندي دچار شكست گشتندي و همي دل آزرده مي گشتندي...

ماجرا بدين منوال مي بودي كه نازي لوسه دل به دلداري مي سپردندي و حبّ و محبت دروني بروز نهادندي اما همي رسم روزگار بر آن مي بودي كه فلك بر وفق مراد نبودندي و از آن جهت كه نتوانستي به اندرون معشوقه رسوخ نمايي  اين مجنونه ي روزگار صاحب دلي ريش ريش گرديدندي  و همچنان معشوقه به عشوه گري مي پرداختندي و مانند ليلي به سان مجنون همي رحم نكردندي و نتيجه آن بود كه نازي از پاي درآمدندي و نالان و حيران روزگار گشتندي. به مراتب سعي بر فراموشي معشوقه كردندي اما كفايتي حاصل ننمودندي.

 

پ.ن:به خدا خيلي دوسشششششششش دارم ولي حيف اونقدر سرش شلوغه اونقدرها هستن كه دوسش دارن كه من واسش مهم نباشم.مهم نيست!مهم اينه كه من دوسش دارم و هميشه ذوقش مي كنم خداااااااااااااااا خيلي ملوووووووووووووووووووسه.

 

 

الهي!

سروري زيبا تر از با تو بودن نيست وشيريني بهتر از ياد تو

آنگاه كه عريان و تهي از هر انديشه بيهوده

با تو بگويم و از تو بخواهم

كاش ياراي همه لحظه ها مرا همراه بود

تا با روح طبيعت همگام شوم

وتو را با تمام وجود تسبيح گويم

و

سپاسگذار باشم...

فعلا بای...                              

 

لينك | نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 21:30 توسط Nazi loo3 |
غزل امتیون!
                      

صلاااااااااااااام به همگي خوبيد؟

چيه؟!تعجب كردي به جاي" سلام" نوشتم" صلام"؟!فك كردي سواد ندارم؟!نعععععععععخير!!!!!

اين دفه با "ص" صابون ميگم صلااااااااااااااااااااام كه همه تو كف بمونن!

كف كردي؟!!!!!!!!!!!!!

           

       باز آمد زمستان        فصل سرد امتحانات!

       امتحانات قلمبه        با كتابهاي نخونده!

 

 

عجب حكايتي شده!يه جا جشن و عيد و كريسمسه!يه جا غم و اندوه و محرمه!

ما هم كه عزاي امتحانا رو داريم!

چهاردهم اولين امتيونمون=امتحان=examخودمون ديگه!شروع ميشه!

WOW! مگه ميشه؟!تو 1 روز 2تا امتيون!!!!!!!!

ساعت 13-11 Modern English ساعت 16-14 تفسير موضوعي قرآن!چقدر هم با هم ربط دارن!نه؟!!!!!!!

بعدشم مثل جنازه مي رسي خونه بايد نگارش بخوني چون پسون فردا هم امتيون داري!!!!!!

         

بعععععععععععععله!از اون جايي كه سايت دانشگاه ما همانند دانشگاه عزيز گراميمون بسيار معتبر است هنوز هيچگونه اطلاعي در مورد محل حوزه امتحانات در دست نمي باشد!

مسلما همون روز شنبه بايد ساعت 7 صبح پاشي بري حوزتو پيدا كني!كه همون هم به قول مينا بايد مراحل ذيل را طي كني!(هفت خان رستم است آيا؟!)

 

1.مجهز شدن به وسايل كوهپيمايي(كفش مناسب-بطري آب-آدامس-تغذيه-مداد-پاك كن-موبايل با شارژ كامل و پرچم جهت فتح قله!)جهت پيمودن مسير حوزه امتحاني واقع در كوه مرتفع دانشگاه.

2.مجهز شدن به عينك ذره بيني (مال مامان بزرگت هم باشه خوبه)جهت پيدا نمودن و يافتن نام خود در ليستي كه تو برد نصب شده.

 

پ.ن 1:هشدار!وسايل ايمني به همرا داشته باشيد!و اگر نامتان در ليست نبود اصلا نگران نباشيد!برويد و هر جا كه دلتون خواست بشينيد!

پ.ن 2:2ترم قبل  من اصلا صندلي نداشتم كه بشينم-امير و كورش بايد روي يك صندلي مي نشستن و نميدونم كي بود كه 2تا صندلي داشت!

پ.ن 3:نظم و انضباط رو حال كردي؟!!!!!!!!!!

 

3:مجهز به دوربين شكاري جهت يافتن مكان خود.

4:رعايت موارد انضباطي كه در سايت اعلام شده است.

 

 

پ.ن 4:بعد از مستقر شدن يك بازي "بشين- پاشو – بخند " هم انجام خواهد گرفت...

 

      

از سايت دانشگاه كه چيزي دستگيرم نشد گفتم زنگ بزنم مينا كه بلكه اين B.B.C ما خبري چيزي داشته باشه...

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comمن:الو + احواپرسي

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comمينا:الو + احوالپرسي +غرو لند

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comمن و مينا:حوزمون كجاست؟(هر دو مون باهم ! فك كن!)

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comمن:يعني تو نمي دوني؟!!!!!!!!

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comمينا:نه!خواستم از تو بپرسم!

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comمن:ايز ايت پاسيبل؟!!!!!!!!ممكن است آيا؟!بيچاره بچم شاخكاش از كار افتاده!آخه تويي كه information دانشگاه بودي چي طو شد كه اي طو شد؟!!!!!!(=What has happen to You)

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comمينا:به من مي گي خزوك(سوسك)؟؟؟؟؟؟؟؟؟حقته كه فاطي بهت ميگه بزغاله!!!!!!

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comمن:  (sansour)

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comمينا: (sansour)

.

.

.

.

نتيجه:بي نتيجه!

 

 

              

 

فرا رسيدن ايام سوگواري " ماه محرم " رو به

تمام

شيعيان جهان و دوستداران حسيني تسليت مي

 گم.

 

                   

خب : فعلا ما راهي سفر عظيم امتيونات شديم...

ولي بين امتيون ساخت تا درك مفاهيم  2 هفته وقت داريم! اون موقع حتما بهتون سر ميزنم...

پ.ن:برنامه ريزي رو داشتي؟!!!!!!!!!!!!!!!

  ليمو نخوريد ترش مي كنيد      منو فراموش مي كنيد

  آدامس بخوريد تا باد كنيد          منو هميشه ياد كنيد

 

به اميد خلاصي از امتحانات و ديدار 2 باره ي شما...

                   

لينك | نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387ساعت 2:19 توسط Nazi loo3 |
سال 2009 ميلادي مبارك
    

سلام خوبيد؟

اينم واسه اينكه بگيم ما هم هستيم!

 

خب!به مناسبت سال نو ميلادي چنتا عكس واستون ميذارم

                                  

 

          

                

   

               

       

                

               

           

           

       

         

           

        

      

    

خب !تموم شد!

لينك | نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387ساعت 2:55 توسط Nazi loo3 |
کلاس ملاسو بیخیال!
            بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

         


من:نه!امروز با اين ماشينت اومدي؟!
ساره:بچه ها بدوييد دير ميشه ها كاچي به از هيچي حتما كه نبايد با پژو بريم!ربع ساعت ديگه بايد برسيم دانشگاه!
آنا:بدوييم هر كي زود تر رسيد ميره جلو ميشينه!
.
.
ساره در جلو را باز كرد و سريع نشست!منم چپيدم كنارش و بازور درو بستيم!
آنا: يعني من تو اين سرما برم عقب بشينم؟!يخ ميزنما!
.
.
من:بيخيال!حاضرم با اتوبوس برم 1ساعت دير تر برسم ولي با وانت نيام!
آنا:مگه وانت چشه؟!
امير:3تا تون جلو بشينيد بريم ديگه!
ما:چه جوري؟!!!!!!!!!
من:ميخواي من رانندگي كنم ساره و آنا هم كنار هم جلو باشن و تو عقب؟!
.
.
.
.
.
امير پشت روله-ساره و آنا چپيدن-منم تو بغل آنا!
آنا كه نفسش بالا نمياد!ساره با دنده يكي شده منم كه ...كلم تو سقفه و دستام تو شيشه!
امير:بچه ها از يه راهي بريم كه پليس نباشه!
آنا:واي من صورتمو ماسكه كنم كسي منو نبينه!
امير:آنا اون چيه؟من آينه بغلو نميتونم ببينم!ساره برو اونورتر ميخوام دنده عوض كنم!واي رسيديم 4راه زرگري !ببينيد پليسه هستش؟
من با همون وضعيت غير قابل توصيف!كه مجبور باشي با قد 174 سانتي رو بغل آنا تو وانت بار بچپي و سرت تو سقف ماشين باشه و صورتت تو شيشه ي جلو و دستت تو چشه آنا و كيفت تو سر ساره و...
آره پليسه بودش!شانس اورديم پشت چراغ قرمز گير نكرديم!
خداييش قيافه ي پليسه خيلي خنده دار شده بود با ديدين ما!دستش يه ور ديگه دراز بود چشماي از حلقه در اومدش دنبال ماشين ما!نميدونست بهمون ايست بده يا...؟!بنده خدا هاج و واج مونده بود وسط ماشينا!
شده بوديدم لاله و لادن و ليلا!

ببينيد اين نازي لوسه كارش از لوس بودن و كلاس گذاشتن و فيس و افاده و اينجور حرفا گذشته...

             

اوه ماي گاد!انگار سلام نكردم!
درووووووووووووووووووووووووووووووود بر اهلش!
السلام عليكم و رحمته الله!
بونژووووووووووووووووق!
هاااااااااااااااااااااااااي!
...

اينا رو بيخيال همون سلام خودمونو بچسب!

         بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
ظهر همون روز هم مثلا جشن گرفته بوديم يه جشن كوچيك و صميمي
متشكل ازكيك+خودم+ساره+فروغ+امير+مجتبي+مهدي+كادوي ساره كه اسمشو گذاشتم "ساره"+كادوي امير

                                                 
هيچي بيشتر از اين حال نميده كه كيكو بذاري وسط و همه حمله كنن روش!خب چيكار كنم!؟!وقتي امكانات كافي نداريم؟!اينجوري تازه حالش بيشتره!

         

         

حتی نذاشتن از قیافه ی سالمه کیکه یه عکس بگیرم!اون نی نی هه هم منم 

        

بدون شرح!

         

اینم ساره که ساره بهم داده

       

اینم کیک ما بعد از حمله!به قول مجتبی انگار تام و جری بهش حمله کرده!

 

فعلا رخصت... یا همون

لينك | نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 2:23 توسط Nazi loo3 |
تولدم مباااااااااارک!
                          

سلام و ۱۰۰ سلام به دوستای با معرفت خودم

ساعت ۰۰:۰۵ مورخ ۱۸/۰۹/۱۳۸۷  اولین اس ام اس تبریک تولد واسم اومد:

"roze paeizie milade to dar yadam hast,happy birthday to you.am I the first one that congratulates your birthday at the very begining seconds of yours?"

این مسیج از طرف یه دوست خوب بود که اصلا فکرشو نمی کردم و توقع نداشتم که تولدم یادش باشه و بهم تبریک بگه!فک کنم این اولین سالی بود که با دیدین یه پیام این قدر خوشحال میشدم

 

حالا چنتا عکس هم محض دلخوشیه خودم میذارمتا ببینم صبح کسی به یادم هست یا نه؟

 

      

 

       

 

    

 

        

 

در ضمن هر نظر و تبریکی که دارید تو آپ پایینی بذارید

 

بقيه ي دوستام...

۰۹:۳۰  الميرا جون

۰۹:۵۸  راضيه جون

۱۰:۴۷  ساره جون

۱۱:۰۳  ندا آبجي گلمممممممممممممممممم

۱۳:۳۵  سولماز جون

۱۵:۰۲  سمين جون

۱۵:۰۳ مينا جوووووووووووووووووووووووووووووووووون كه از اون ساعت به بعد تا زماني كه ازش جدا شدم ثانيه اي ۲بار مي گفت تولدت مبارك...

اينم به فرانسه گفت.يعني با بهترين آرزوها:tous mes veaux

۱۳:۰۵  فاطي جون

بقيه هم يا آلزايمر داشتن يا زبونشونو موش خورده بوده يا شارژشون تموم بوده

لينك | نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 2:26 توسط Nazi loo3
دانشجو!روزت مبارک
حالا سين/لام/الف پلاس ميم/مينز-وات؟!
سيلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام!
همون اول مي گفتي س+لام=سلام خودتو راحت مي كردي!
خواستيم هم تنوعي باشه هم شعري از خودمون در وكرده باشيم!!!!!!!!
كه البته همون هم برگرفته از آهنگ و ريتم اين بود:"حالا شين/يه/رهو/الف/

زه/يه  شيرازي هستيم ها كاكو شيرازي هستيم"

              

آخ كه چقدر دلم واستون تنگ شده بود.ميدوني چقدر وقته نبودم؟!1ماهي شد

نه؟شونزدهم رفتم عقد ديگه نيومدم! 

             

عصر اين sms واسم اومد كه تا مدت مديدي داشتم مي خنديدم!
"تا حالا يه بچه مامولك دم بريده ي تحصيلكرده رو تو يه پلاستيك پرس شده ديدي؟!

اگه نديدي يه نگاه به كارت دانشجوييت بنداز!"
             "دانشجو روزت مبارك"

          

صبح الطلوع(11:30)فهيمه زنگ زده داره بهم تبريك ميگه!منم تو همون حالت خواب

و بيداري (87%خواب و 13% بيداري)داشتم جوابشو مي دادم.بهش گفتم مرسي گلم

ولي 2روز زودتر زنگ زدي دخمل خوب!من هيجدهم تولدمه!الان كه شونزدهمه!
بهم گفت ميدونم آدم!امروز روز دانشجوهه!

 

مسلما تو اين 1 ماهه خيلي اتفاق واسم افتاده ولي بوخودا وقت نكردم بيام نت!
از بعد از عقد هركي خودشو واسه عروسي (23=1هفته بعدش)آماده مي كرد من

خودمو واسه تئاتري كه قرار بود واسه جشن قلم اجراش كنيم آماده مي كردم!فك كن!

عروسيه تنها خواهرت باشه اونوقت تو...

 
دوشنبه جشن قلم بود و تئاترمون حسابي تركوند!آخرش هم بهمون لوح يادبود و تقدير دادن دلتون سوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووز حالا عشتيييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي نه!نه!زوووووووووووووووووووووووووووووو اشتيييييي عشقيييييييييييي كشتيييييييييييي؟!حالا هر كشكي!ولش كن!
بعدش هم كه عروسي شد!خب چون ميدونم كه ميدونيد بايد بدونيد و ميدونيد لازم نيست بدونم كه ميدونيد حتما ميدونيد و شايد نمي دونيد ولي ما رو سيا نكن دااااااش!من كه ميدونم مي دوني!تو عروسي چه خبره ديگه تعريف نمي كنم!

از فرداش به جاي اينكه از اعضاي خانوادمون كسر بشه بشيم 3 نفر(3=1-4)حساب بلد نبودي كه اونم ياد گرفتي!شديم 5 نفر!
اين تازه عروس و داماد 1 هفته ي اول زندگي خود را آن هم بنا به دلايلي(حالا تو از خودي بهت در گوشي ميگم!به دليلي كه عروس كدبانو آشپزي بلد نيست)يا ناهار يا شام را در منزل ما يا منزل مادر داماد سپري كردند و بعدش تشريف بردن ماه عسل و هنوز نيومدن!

خب اونا رفتن ماه عسل ولشون كن !منو بچسب!

 
از اون جهت كه تئاترمون حسابي گل كرد و ما معروف شديم جا پاي جسيكا آلبا و هيلاري داف داف داف داف داف داف!گذاشتيم قراره يه اجراي ديگه داشته باشيم در نتيجه اين روزا مشغول تمرينيم
اصولا بچه هاي گروه همگي از روحيه ي طنز مضاعف و كاذبي برخوردارن!حالا فك كن در مقابل اين صحنه چه واكنشي نشون داديم؟!كم دانشگاه رو به مسخره گرفتيم چه برسه...

                 

هفته ي پيش هم بعد از هرگز عمه نرگس(آخ كه دلم واسه مينا تنگ شده)نم نمكي اينجا بارون زد انگار كه مي خواست سيل بياد!
فاطي كه اومد نشناختمش!بوخودا!فك كرديم پسرخاله اومده!خداااااااااااا چه جيگلي شده بود!تا چشمم به چشمش مي افتاد 2تامون مي زديم زير خنده...

         

اصولا الان حافظه م ياريم نميكنه!قاطي كردم!خب بعد از 1 ماه اومدم حوادث تو ذهنم قاطي پاطي شده!
تو روزنامه خوندم كه يكي از راههاي تقويت حافظه داشتن يك وبلاگه!بوخودا!

پس هيچ كدومتون نگران حافظتونه نباشيد!

پس...
فعلا باي تا يه هاي پر نشاط ديگه

لينك | نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 3:4 توسط Nazi loo3 |
ایشا للا روزی شما!
        m.gif  a.gif  l.gif  a.gif s.gif

كي لي لي لي ليييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي!دس دس هو هو كل شووووووووووووووووووووت!
سلام سلاااااااااااااااام(لطفا با ريتم شيش-هشت قري بخونيد!)


شونزدهه ,هشته , هشتاد و هفت!۱۶/۸/۸7=16 آبان 1387!
آخه اينم شد تاريخ!نه تولد كسي ههخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir نه جشن اماميخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir نه پيروزي انقلابي!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irنه چيزي!
ولي از اين به بعد يه تاريخ فراموش نشدنيه!

من به آن تايمي معروفم!ولي يكي نيس بگه همه جا نه!
اول از همه وارد محضر شدم!

              

           

شونصد ساعت بعد...
اومد اونم با چه استرسي!قيافش ديدني بود خداااااااااااااااا!

.
.
.
.
گوشه ي تور رو گرفتم منتظرم برسم به قند ساووووووووووووووندن!يكي نيس بگه حد اقل اينجا دس از مسخره بازي بردار!
زير پوستي دارم ميگم يكي بياد اينو بگيره ميخوام برسم به قنده!

.
.
.

wow!
اين قنده!يا كله قند!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
ساووندنش باحال بود!انگار داشتم رخت مي شستم!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
بعدش انگار داشتم قند ميشكوندم!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
كودك درونم حسابي داشت اذيت مي كرد در حد تيم ملي بوخودا!


نفهميدم عاقد چي مي خوند!فقط يهو ديدم همه دارن كل ميزنن!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
منم با يه دست تور گرفتم با اون يكي دستم دارم دست ميزنم!بشكن نه ها!با دست زدن من اين توره هم داره كج و معوج ميشه!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
اگه بودي و ميديدي!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
.
.
.
دس دس كي لي لي لييييييييييييييييييييييييي

 

آخرش كه همه دارن خدافظي مي كنن به من كه ميرسن ميگن ايشاللا روزي شما!
من:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

از اين به بعد هر كي مي خواد منو عذاب بده اين جمله رو بگه!

تو رو خدا از اين نفرينا نكنين!

----------------------

آخرش ازش پرسيدم اون موقع كه ما بالا سرت قند ساووني داشتيم چه حسي داشتي؟!
گفت:استرس!

بعله!چه حس جالبي!

----------------------
ايشا لا خوشبخت بشي
خودت مي دوني كه همه ي وجودمي
اي همه ي وجود من ///نبود تو نبود من
دوست دارم خيلي زياد ///به چشماتم خيلي مياد
قربونت ميشم من///برات مي ميرم

                                       
خب بهتره تو خماريش بمونيد كه من اونجا چه كاره بودم!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

ايشاللا روزي شماها...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

به اميد روزي كه بيام بالاي سر شما هم بتركونم!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

لينك | نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 21:40 توسط Nazi loo3 |
خونه ی مادر بزرگه...
 

سلام اندر احوالات دوستان ما چگونه است؟
خونه ي مادر بزرگه هزار تا قصه داره/خونه مادر بزرگه
نه نت داره/نه آنتن!
به جاش گل داره و باغچه!گل
اين دفه مي خوام با ماجراي اون روزي كه من رفتم خونه مادر بزرگه آپ كنم!
.
.
يه روز تو عمرمون قرار شد بنده از دانشگاه يه راس برم خونه ي مادر بزرگه!ساعت 5 از دانشگاه زدم بيرون ساعت 7 رسيدم سر خيابون مادر بزرگه!بوخودا!
يكي نباشه فك مي كنه خونه مادر بزرگه خارج از شهره!ولي اگه خارج از شهر بود زودتر مي رسيدم!
.
.
.
.
وااااااااااي خدااااااا!واسه اولين باريه كه با اتوبوس قراره از داخل تونل شهري رد شم!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
حالا هي من دارم ذوق مي كنم هي آدما اين جوري نيگام مي كنن!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
منم سر خوش!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
بي خي خيييييييييييييييييييييييخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir


سر خيابونه كه من مجبورم از مهسا جدا بشم و بقيه راهو تا خونه مادر بزرگه تنها برم!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
حالا خدا خدا مي كنم چه جوري برم!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
هوا تاريكه!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
مثلا كلمو انداختم زير كه تند تند راه برم كه كسي نخواد چيزي بهم بگه!
عين شتر مرغ!بو خووووووووودا!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
ا...ا... چرا مي خندي؟!
خودت اگه كله و گردنت جلوتر از بدنت برن و تند تند بدويي چه شكلي ميشي؟!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
ولي خدا رو شكر نمي فهمم آدماش چه زبوني حرف مي زنن!تركي؟!لري؟!عربي؟!؟؟؟؟؟؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
از كنارم كه رد ميشن يه صداهاي نا مفهومي ازشون در مياد ولي من كه نمي فهميدم چي ميگن!والااااااااااا!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

.
.
.

بالاخره به سلامتي رسيدم به مقصد...
اووووووووف!يه نفس راحت!


وا خدا!بابا بزرگه چقدر خوشحاله ما رو مي بينه...


چه حالي...چه صفايي...خدا شكرت شكرت شكرت شكرت
هرچي بگم باز م كمه...

               


حالا چنتا عکس متفاوت

این عکس دانشگاه ماست

 

اینم تخته کلاس!که فک کنم خود استاده هم نفهمیده چی نوشته!

اینم تلفنی که تو سالن دانشگاس

اینم قفسه کتاب آزاد!ولی ما که کتابی نمیبینیم!شما چطور؟

اینم راه پله دانشگاه!

اینم اتوبوسی که سوار شدیم و کلی سر همین جمله ی نوشته شده بحث داشتیم!که ول کام تو بووووووووووووس!ول کام تو باس چرا تو-باس نیس!

ول کام تو اتو بووووووووس پس o كو؟

و...

اينم پارك محلمون ...

لينك | نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 13:6 توسط Nazi loo3 |
یه خواهش

سلام دوستای گل اگه می تونید واسم دعا کنید...

لينك | نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 8:36 توسط Nazi loo3 |
از چی بگم؟
 

 

هلو به همگي خوبيد خوشيد سلامتيد؟!

چي شد؟

اِ اِ! سوتفاهم نشه!خب دارم به زبون رشته تحصيليم بهتون سلام مي كنم!

منظورم هلو Hello  بود نه هلو كه خوشحال شدي!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

از وقتي وارد دانشگاه شدم به جاي اينكه به بار علمي من افزوده بشه دارم ركود پيدا مي كنم!همون چيزي هم كه بلد بودم داره يادم ميره!!!!!!!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

چند روز پيش خيلي دلم گرفته بودبهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir با همون دل شكستم بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.irاومدم با عكساي غم اشك و آه و درد بي درمون و اينا آپ كنم كه هر كاري كردم نتونستم كانكتconnect  شم!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

قدرت خدا!!!!!!!!!

اما امروز كه خوشحالم و كلي تو دانشگاه بهم خوش گذشت و خنديديم تونستم connect شمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

قدرت خدا!!!!!!!!!!!

نميدونم از كجا بگم؟!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

از حرفايي كه آنا ميزد و باعث مي شد از اعماق تهم /ته اعماقم بخندم؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

از فاطي ملوسم؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

از كرانچي خوردنمون؟!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

از استاد modern English دستور نگارشمون؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

از شلوغي كلاسمون؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

از نشستنمون سر كلاس؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

از خواب آلودگيه آخر وقت كلاس؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

از پاك كن مريم كه من و فاطي چي كارباهاش كرديم؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

از اتوبوسي كه سوار شدم؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

از دانشكده بغلي كه رفتيم؟

و...

مجراي ما واسه خريد كادوي تولد!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

                 

ديروز راضيه (دوستمه كه از اول راهنمايي باهم دوستيم و 3تا خواهر داره و(sansour) هان؟!اصلا به تو چه كه داري كنجكاوي مي كني كه راضيه كيه!)بهم زنگ زد قرار گذاشت بريم واسه آبجي كوچيكش كادو بخريم...

ساعت 7 سر قرار بودم

يا خدا!!!!!!خدا بده بركت!من+راضيه+نجمه+سونيا+زهرا+فاطمه+مامان راضيه + خاله راضيه!8 نفر مادمازل!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

از پارامونت شروع كرديم هي رفتيم رفتيم رفتيم... نپرس كجا چون خودمم نمي دونم كجا ميرفتيم به كجا رسيديم!فقط آخرش ديدم رسيديم به شاهچراغ!تمام مدت من اينجوري بودم!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

گاهي وقتا هم اين جوري!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

از آدماش نپرس كه اينجوري نيگاه مي كردن!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

بعضي هاشون هم اين طوري!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

من كه نزديك بود گريه م بگيره!

نه پا برام مونده بود نه نا!يهو ديدم راضيه دستمو كشيد منو برد تو يه مغازه گفت بخر!

من:چي؟

راضيه:اون خرس گنده هه! آبجيم شاخسين خيلي دوس داره!

من:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

راضيه:قيمتش (...)

بنده هم تو رو در بايستي گير كردم!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

من:آقا تخفيف هم داره؟

مرده:نچ!

من:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

حالا من يه چشمم به پولامه يه چشمم به خرس گنده ههخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

.

.

.

.

بالاخره خريديمش...

حالا شب شده و مجبوريم تاكسي بگيريم!

به هر راننده اي كه مي گفتيم نميدونم چرا همشون اين جوري مي شدن!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

.

.

خدا نصيب شما نكنه كه بالاخره يه تاكسي گرفتيم و هممون چپيديم تو هم ديگه و شديم mp3  شايد هم شديم كرانچي!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

فك كن! 8 نفر تو يه تاكسي!

    

.

.

تو همون جور فك كن!

.

.

.

.

Imagine

.

.

.

Think  PLZ

.

.

.

 

خب بسه! خيلي فك كردي!همتون شدين اي كي يوسان!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

.

 

                 

خب Mind how you go = take care

مواظب خودتون باشيدخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

GOOD LUCK""

&

"GOOD BYE"

         

 

 

 

لينك | نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 21:49 توسط Nazi loo3 |
یک روز با ما سر کلاسای ما...
           

سلامي به گرماي كلاساي ما خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
سلامي به خاكي بودن حياط دانشگاه ماخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
سلامي به صفاي بچه هاي كلاس ماخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
سلامي به نظم و ترتيب دانشگاه ماخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir


من نميدونم اين چه سري يه!كلاساي ما هرجا تشكيل ميشه بايد خاك دانشگاه بخوريم!هرجا ميريم بايد به تعداد كثيري كارگر و بنا و عمله و خاك و سيمان و ... رو به رو باشيم؟!خوبه گفتيم رشتمون مهندسي لغت زبان بيگانه ست نه مهندسي ساختمون!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
 
كار كه گيرمون نيومد پس مجبوريم مثل بچه خوبا بريم سر كلاس درس و يه خورده درس بخونيم...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
از اين ترم هم تصميم گرفتيم ديگه ته نشيناي كلاس نباشيم و يه خورده وزن اضافه كنيم=يه خورده سر سنگين رفتار كنيم=با وقار=بچه مثبت=خانمانه=+=+=+خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
قرار گذاشتيم هركي زودتر رسيد بره رديف جلو رو كه همون تو حلق استاد باشه رو غصب كنه و جا بگيره تا بقيه بيان!   خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir    خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

         
ديروز هم همينطور شد...
ولي چيييييي شد!بابا يكي دوتا هم كه نيستيم!حدود 8-10 نفريم!بيچاره اون كسي كه زودتر برسه!چه مسئوليتي!
مينا رسيده بود فاطي هم كمكش!از خودشون گرفته تا مداد و پاك كن و اينا پهن شده بودن رو رديف اول!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
يه صندلي وسط خالي بود كه آدماي ديگه بتونن رد بشن ولي مشا ا...!يه خورده به فكر انداماشون نيستن!مگه همه مثل ما باربي  هستن؟!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

هركي مي خواس رد شه هي اين صندليه فاطي رو اين ور و اون ور مي كرد
آخرش هم يكي راحت صندليه رو انداخت وسط كلاس!ما گفتيم تا استاد بياد اين وضع رو تحمل مي كنيمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
.
.
يه خانمه:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
يه خانم ديگه:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
فاطي:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

من:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
همون خانم اوليه:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
فاطي:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
اين وسط كيف فاطي بود كه اين ور و اونور مي شد
2باره خانمه:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
فاطي:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
ما:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
.
.
.
مدت ها گذشت...
.
.
آخرش هم استاد نيومد!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
اين دفه همه ي كلاس اين جوري بودنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
منم كه سرخوش!اينجوري بودمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

.
.
كلاس تعطيل شد...دعوا هم به اتاق مديريت انتقال يافت!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
.
.
(sansour)
.
.
.

.
.
.
دنبال چي مي گردين؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
نكنه توقع دارين بنويسم اونجا چي چيا گفتيم هان؟!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
بد آموزي داره!واسه همين هم سانسور شد


.
.
خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irبه قولي آپ كم باشه ولي هميشه باشهخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

اين دفه عكس ندارم!
.
.
ورود عسلي جون رو به جمع دوستام تبريك ميگم و تشكر از همون دوستايي كه تو آپ قبلي ازشون تشكر كرده بودم + بانو عسلي جون.

                            

اميدوارم شماها از اين مشكلاتي كه ما باهاش دست و پنجه نرم مي كنيم نداشته باشيد.

لينك | نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 16:36 توسط Nazi loo3 |
وقتی می ریم دنبال کار...

 m.gif  a.gif   l.gif    a.gif    s.gif

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااامخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
يه سلام از نوع گل سرخي خوبو!چيه؟به ما نيومده به لهجه ي مادريمون سلام عليك كنيم؟!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
دلتونم بخواد!هيچ لهجه اي مثل لهجه ي فصيح شيرازي زبانزد خاص و عام نيست!بععععععععععععله!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
.
.
به اين آگهي توجه فرماييد!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
.
.
شاگرد خصوصي جهت آموزش لهجه ي شيرازي با كادري مجرب و مجرد پذيرا مي باشيم!
به علت محدوديت ظرفيت پذيرش و تقاضاي بيش از حد شما دوستان عزيز سريعا بياين ثبت نام به عمل آوريد
شهريه ماهيانه مي باشد
هر ماه 4جلسه ي 12 دقيقه اي!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
.
.
.
.
خب مي رسيم سر وقت احوالات ما كه...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
.

ديروز من و ريحانه و ساره و شيدا هلك هلك رفتيم دانشگاه واسه پيگيري مشكلات انتخاب واحدا و از اين جور حرفا ديگه!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
تو اتوبوس كه بوديم ديديم ريحانه روزنامه خبر خريدهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir(قابل ذكر است كه روزنامه خبر تنها روزنامه اي در ولايت ما است كه محتوي آگهي هاي كار است و مانند شير پاكتي خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irتو سر زنونه و هيچ وقت گيرت نميادخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir!مثلا ساعت 10 صبح مي رسه دست فروشنده ساعت 9:59 به اتمام مي رسه با يك چيش بهم زدن!(چيش =چشم))خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
هيچي خلاصه ما هم يادمون افتاد كه ما هم بايد بريم سر كار!حاصل دست رنج خودمونو بخوريم!
با زبون روزه تشنه گشنه قيافه ها عين(عين=مثل)ميت ها!رسيديم دانشگاه
اوووووووووووف بيا ببين چه خبر بود!دانشگاه از روزاي امتحان هم شلوغ تر بود!مثلا ثبت نام و انتخاب واحدا رو تمام اينترنتي كردن سرشون خلوت شه بر عكس سرشون شلوغ تر شده!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
ما هم كه ديديم كسي پاسخگومون نيست رفتيم سراغ تلفن عمومي و شروع كرديم به زنگيدن...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
.
.
تا بالاخره...
يكي از نمايندگي هاي همين روزنامه خبره به چند خانم نياز مند بودخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

سر پل معالي آباد ريختيم پايين!حالا كجا بايد بريم؟
سر رامون از كنار يه قنادي رد ميشديم كه داشت بار زولبيا باميه خالي مي كرد!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
ما هم گشنه!چيشام همراه اين زليبي هاzoleybiكه خيلي ها تو ولات ما به زولبيا مي گنzeleybi
:ببخشيد آقا ما از ده اومديم اين آدرسه كجاس؟
:بريد به اين راننده بگيد ميدونه
:پولمون كجا بود سوار تاكسي بشيم؟
:كرايه اتوبوسو رو من حساب كردم
:بيخيال داريم ميريم سر كار
:ريحانه!مرسي كار برامون پيدا كردي ولي خواهشا فكر رفت و اومدمون هم  باش
:هرچي حقوق مي گيري بايد بدي كرايه
:شيدا حواست باشه آبروريزي نكني ها!نري جلو آقاهه بگي زليبي ها!
:ايول چه خوب ميشه همه باهم استخدام بشيم

.
.
.

مرده:همتون واسه استخدام اومدين؟
هممون:بعععععععععععله!
همون مرده:همتون؟
هممون:بله!
مرده:بياين اين فرما رو پر كنين
مرده:واسه شيفت صبح مي خواين يا عصر؟
هممون:صبح!
مرده:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
هممون:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
مرده:خب به ترتيب صداتون مي كنم تا ازتون سوال جواب كنم
مرده:خب خانم ريحانه...شما

خب ديگه حوصلم نيست اين همه رو بنويسم!
هيچي لب/لپ مطلب اين كه:
مثل بقيه جاها گفت بريد پي نخود سياه بهتون خبر ميديم!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

.
.
ما هم تصميم گرفتيم به جاي اين كارا كه حقوقش چندر غاز هم نميشه بريم تو كار شغل آزاد!
مثلا همين تدريس خصوصي ها و اينا ديگه...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

.
.
چون ميدونستم حوصلتون نميشه بخونين ننوشتما!خيلي حوادث باحال و بي حال و از ايناها ديگه برامون افتاد كه نمي نويسم كه دلتون بوسووووووووووووووزه!

يادم افتاد به اين جك:به يه شيرازي ميگن برو عسلويه كار كن 15روز كاره 15 روز استراحت ماهي 500هزار تومن
شيرازيه ميگه:كاكو نميشه همين 15 روزم نيام ماهي 250هزار تومن؟!

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخب حالا یه چنتا عکس خوشمل دیگه میذارمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

                                     

 

                                     

 

                                          

 

                        

 

                     

                                

 

                                 

 

 

 

جا داره از اين دوستاي گلم تشكر كنم
ص.م عزيز-فرشاد مهربون-دنيا جون-شانيا جون-امير عزيز-پسرك تنها-ياس عزيز و ندا جون
مرسي و تشكر از لطفي كه به من و اين وبلاگ داريد

لينك | نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 16:48 توسط Nazi loo3 |
یه روز از روزای خدا...

 

                       

 

سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
ميگن سلام سلامتي مياره پس كم نيار !خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام ...
نماز و روزه هاتون قبووووووووووووووووولخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
ولي البته اگه اين دوره زمونه كسي روزه بگيره!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
ظهر داري از خيابون چمران رد ميشي مي بيني آدما زنبيل و بند و بساط ناهارشونو اوردن در فضاي باز اومدن ناهار ميل كنن!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
موقع اذون كه ميشه داري تمام تلاشتو مي كني زود زود برسي خونه افطار كني مي بيني آدما با خيال راحت قدم زنان دارن ميرن خريد!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
صبح با هزار بدبختي و كلنجار رفتن از خوابت ميزني تا سحري بخوري از پنجره كه بيرونو نيگاه مي كني مي بيني همه جا ظلماته!=همه خوابن!=سحري كيلو چند؟!=روزه كيلو چند؟خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
هر كي يه بهونه اي مياره خدا رو شكر!من چشام ضعيفه اگه روزه بگيرم كور ميشم!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irمن لاغرم اگه روزه بگيرم ديگه چي ازم ميمونه!من چاقم توان روزه گرفتن ندارم!من ميرم سر كار جون ندارم روزه بگيرم!تابستونه هوا گرمه كي ميتونه روزه بگيره!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irعيد فطر عروسيمه صورتم خراب ميشه!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
حد اقل روزه نمي گيرين مراعات بقيه رو كنين!
اوندفه تشنه و خسته داريم از دانشگاه بر مي گرديم مي بينيم پسره با خيال راحت...پوپس!يه هايپ رو باز كرد و با طمانينه شروع به نوشيدن كرد!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
خوشم مياد هيچكي هم جرات نكرد بهش چيزي بگه فقط يه پيرمرده از اولش اينجوري بود!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخوشم اومد پسره هم عين خيالش نبود!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
بابا ماه رمضون يعني چي؟خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
يعني يه خورده از ساعات كاريت كم شه چون روزه اي!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irصبح دير تر بري شب زودتر بيايي چون روزه اي؟خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irماه رمضون يعني سريال هاي ماه رمضون؟!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irماه رمضون يعني به بهونه ي افطاري بري خونه ي اين و اون در حالي كه روزه نيستي؟خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
اصلا به من چه!هر كي خودش مسئول عواقب كارهاي خودشه!...خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
حالا اونايي كه روزه ميگيرين ! سر سفره افطاري ما رو هم دعا كنين...خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

 

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

خب رفتیم سراغ عکس خوشملاخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

 

               

 

                  

                  

 

          بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

                      

 

                          

                        

 

                       

 

                              

                          

                                 

 

                                   

 

               بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

                                  

 

                  

                        

 

لينك | نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 21:25 توسط Nazi loo3 |
اشانتیون!
این دفه به خاطر "ص.م" عزیز آپیدیم که نگه چرا نمی آپی

 

          بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 

                    

            

                                

                              

 

        

                                           

                                  

                       بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

            

          بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.irبهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

                                    

 

لينك | نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 14:11 توسط Nazi loo3 |
یه اپ ماه رمضونی...

       

        محكمه الهي

                          

يه شب كه من حسابي خسته بودم        همين جوري چشمامو بسته بودم

سياهي چشمام يه لحظه سر خورد         يه دفه مثل مرده ها خوابم برد

تو خواب ديدم محشر كبري شده         محكمه الهي برپا شده

خدا نشسته مردم از مرد و زن رديف رديف مقابلش واسادن

چرتكه گذاشته و حساب ميكنه          به بنده هاش عتاب خطاب مي كنه

مي گه چرا اين همه لج مي كنيد            راهتونو بي خودي كج مي كنيد

آيه فرستادم كه آدم بشين                   با دلخوشي كنار هم جمع بشين

دلاي غم گرفته رو شاد كنيد                 با فكرتون دنيا رو آباد كنيد

عقل دادم بريد تدبر كنيد                     نه اين كه جاي عقلو كاه پر كنيد

من بهتون چقدر مشا ا... گفتم                نيافريده بارك ا... گفتم

من كه هواتونو هميشه داشتم                 حتي يه لحظه گشنتون نذاشتم

اما شماها بازي نكرده باختيد                 نشستيد و خداي جعلي ساختيد

هر كدوم از شما خودش خدا شد            از ما و آيه هاي ما جدا شد

يه جو زمين و اين همه شلوغي               اين همه دين و مذهب دروغي

حقيقتا شماها خيلي پستيد                      خر نباشيد گاوو نمي پرستيد

                                                ***

ديدم دارن تخت روون ميارن             فرشته ها رو دوششون ميارن

مونده بودم اون كيه خدايا                   تو محشر اين كارا چيه خدايا

فك مي كنيد داخل اون تخت كي بود؟! الآن ميگم يه لحظه...اسمش چي بود

همون كه كارش عالي بود

  همون كه تو دنيا مثل توپ صدا كردهمون كه اين لامپا رو اختراع كرد همون كه عالي بود ديگه                       بگين بابا توماس اديسون ديگه!

خدا بهش گفت پايين نيا                      يه راست برو بهشت پيش انبيا

يه يارو ساكت نتونست بشينه               گفت كه مفهوم عدالت اينه؟!

توماس اديسون كه مسلمون نبود      اين يارو كه اهل دين و ايمون نبود

نه روضه رفته بود نه پاي منبر             نه شمر مي دونست چيه نه خنجر

يه ركعت هم نماز شب نخونده        با سيم ميماش شبو به صبح رسونده

حرفاي يارو كه به اينجا رسيد              خدا يه اهي از ته دل كشيد

حضرت حق خودش رو جا به جا كرد يه كم به اين يارو نيگاه نيگاه كرد

با اينكه خيلي خيلي خسته هم بود      خطاب به بنده هاش دوباره فرمود

ميگه توماس من مسلمون نبود           اهل نماز و دين و ايمون نبود

اولا از كجا ميگيد اين حرفو؟              در بياريد كله زير برفو

اون منو بهتر از شماها شناخته            دليلشم اين چيزاييه كه ساخته

درسته كه گفتم عبادت كنيد              نگفتم به خلق خدمت كنيد؟

توماس نه بمب ساخته نه جنگ كرده   دنيا رو هم خيلي قشنگ كرده  

من يه چراغ كه بيشتر نداشتم              اونم تو آسمونا كار گذاشتم

توماس تو هر اتاق چراغ روشن كرد   نمي دوني چقدر به من كمك كرد

                                               ***

يكي مياد يه هاله اي باهاشه                   چقدر بهش مياد فرشته باشه

گفت تو كه كلت پر قرمه سبزيست    وقتي نمي فهمي بپرسي بد نيست!

اون كه نشسته يك مقام بالاست         مترجمه،رفيق حق تعالي ست

خداي لم يلد كه ديدني نيست      صداش با اين گوشاش شنيدني نيست

شما زميني ها همش همينين                 اونور ميزي رو خدا مي بينين

همين جوري كه مي خواست پاشه    نم نم گفت پاشو كه بايد بري جهنم

وقتي ديدم منم گرفتار شدم                 داد كشيدم يه دفه بيدار شدم

                                                 ***

                             

اميدوارم از اين شعر خوشتون اومده باشه

البته اگه حوصلتون شده باشه خونده باشينش!

شعر با مفهومي بود يه دفه روش بخونين بد نيست

تو اين ايام كه ايام خودسازيه اميدوارم خدا دست هممونو بگيره

دعاي ما هم كنيد التماس دعا...

 

                             

 

 

         

                   

                   

                         

          

لينك | نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 19:49 توسط Nazi loo3 |
اندر احوالات یک روز ما...
           خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir            خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir           خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir  خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir  خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir  خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

سلام سلام سلام چطو مطورين؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
خدمت شما عرض كنم بنده امروز تا ساعت 11:30مثلا خوابيده بودم اگه بشه اسمشو گذاشت خوابخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir قيافم شده بود  عين "شلمان"!
حالا فک نکنی این نینی هه شلمانه ها!

از صبح كله سحر خوروس غوغولي خون خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irچيه؟توقع داشتي بنويسم قوقولي خون هان؟!نه!از اول دبستان به ما گفتن بنويس قوقولي قوقو!اما واسه امتحان ديكته مي گفتن كه دقت كنين غ-ق از كجا تلفظ ميشه!خب خوروس ما به جاي اينكه بگه قوقولي ميگه غوغولي!اصلا خروسم كجا بوده؟!همون ميشه كه خروسم خروساي قديم!حالاچيه؟حالا  انگار همون قديماشم ما خروس داشتيم!آخه مگه من چند سالمه؟!كه مثل اين مامان بزرگا بحث قديم و جديد كنم؟!!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
ما=بنده و خانواده گرامي كه تو قوطي كبريت زندگي ميكنيم گفتم قوطي كبريت ياد "ممل"افتادم!فك نكني منظورم "مملي"يا "ممد" يا... هستا! كاش جاي "ممل"بودم حداقل به جاي قوطي كبريت تو قارچي درختي بوته اي زندگي ميكردن!
اندر احوالات قفسيان=آپارتمان نشينان ديگه!اين گونه است كه نمي فهميم كي شبه كي صبح كي طلوع كي غروب مشرق مغرب شمال جنوب شمال شرقي...چيه؟مي خواي جغرافي چهارم دبستان هم يادت بدم؟هان؟!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
حالا بخواي اين 2وجب جا رو رنگ كني اووووووووووووف!بوي اين رنگه از حلقم گذشته داره از چشام ميزنه بيرون!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
چيه؟فك كردي چون دارم مدرك مهندسي زبان بيگانه مي گيرم چيزي از زيست حاليم نميشه هان؟همين الان با ریحانه داشتم زيست دوران دبيرستان و مرور مي كرديم!بعععععله!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
هه...ه...هوووووووو..ها..هيهي...هوهه.ه... چيه؟خب نفسم بالا نمياد!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
خدارو شكر آشپزخونه ريخته بهم و ناهار نداريم!يكي به نفع مامان!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
حالا فك كن تو اين هيري ويري به قول مينا بعد از هرگز عمه نرگس زنمو جان زنگيدن ميگن مخوان تشريف فرما شن اونم با داماد عزيز گراميشان!به قول فاطی "يا خدا"! سال به 14 ماه همديگه رو نمي بينيم حالا اين آفتاب از زمين طلوع كرده تو اين شلم شيمبو ميخوان بيان!راستي نوشتم 14 ماه؟
:چرا 14تا؟
:پس چنتا؟!
اصلا منظورم بر اين بود كه چشم ما به جمال ايشان منور گرديده آيا؟!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
بععععله اينم نوعي از زندگي شهري!ميگم كاش "ممل"بودم نگو نه!اصلا "ممل "رو يادتون مياد؟يا بچه كه بودين به جاي فضاي خونه و كارتون تو كوچه تو خاك و خولا بازي مي كردين؟چون ميدونستم همتون آلزايمر داربين واستون عكسشو گذاشتم بعععععععله!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
.
.
بالاخره مامان بعد كلي داستان عمه قزي مو وزوزي دس به سرشون كرد خداااااا رو شكر!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
.
.
داريم بابا رو راضي ميكنيم بريم بيرون دلي عزا در بياريم اونم چه عزايي عزاي غذا
قر غور غر قار قرقر غار چيه؟نه صداي كلاغه نه قورباغه!صداي قار و قور شكم ماست كه داره ريتمش بندري ميشه!آهان بيا برو...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
.
پايمان به كفش نرسيده (اسلو موشن)فك كن! ديرينگ.ديرينگ.ديرينگ ديرينگ ديرينگ ديرينگ ديرييييينگ ديري ديرينگ!بي ذوق! با احساس بخونش آهنگ پلنگ صورتيه!
:كيه؟
:ولش كن ما كه داريم ميريم
:دايي جانه!
:بر ندار!
:يكي اين گوشي رو برداره
:قهر ميكنه ها!
:برداري مونديما
:بابا پشت خط مرد! يكي گوشي رو برداره!
...
دايي:الو الو ؟داشتم قطع مي كردم سلام خوبي خانم مهندس؟!
من:خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
دايي :احوالتون؟امتحانات تموم شد؟
من:دايي!من 2روز پيشم بهتون واسه بار چندم گفتم امتحانام 4تير تموم شدن!
دايي:ا...راس ميگي؟!خب...خونه اين؟ما داريم مياييم!
من:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
بابا 2روز پيش كه باهم خونه مرضيه جون دعوت بوديم هفته پيش كه باهم رفتيم پارك هفته قبلشم كه خونمون بوديم هفته 2قبلشم ما خونتون بوديم بعد با هم رفتيم بيرون...باز هم؟!!!!!!!!!چقدر زود زود دلتون برامون تنگ ميشه به قول آنا "وا خدا!"خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
فك نكنين اينا رو گفتما؟!ناسلامتي احترام محترام حاليمونه!
مامان:داداش  بياين به دعوت ما بريم بيرون حالا كجا بريم؟

دايي جان:حالا چون خيلي اصرار مي كنيد ! بريم هتل پارس!
مامان:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
بابا:خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
من:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
ندا:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
1ساعت بعد...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
.
حالا ما اتو كشيده و تيپ زده(نا گفته نماند ما خداداده خوش تيپ هستيم) با عطر و ادكلن دوش گرفتيم بابا تازه يادش اومده بريم پمپ بنزين!
منخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
مامانخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
نداخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
ياد بوي رنگ خونه افتادم !ما كه معطر به عطر بنزين شديم رسيديم سر قرار...
پس كو دايي جاااااان؟:
:الو كجايين؟
: بذار سريال روزگار( غريب!غريبه!قريب چميدونم همون سرياله  ديگه) تموم بشه میاییم! 
.
.
.
بالاخره تشريف آوردن و ...
....................................
...................
.............................................
..........
.................
...............................................
...............................................
.......
................
..
....
...........................خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
اين قسمت(قسمت سفارش و خوردن و ...)به علت پايين بودن سن شما سانسور گرديده است!
البته ما مراعات حال شما عزيزان رو ميكنيم كه ...

*******خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
راستي جا داره پوزشي از ریحانه جون و سمیرا جون بطلبيم كه نامي از ايشان در آپ قبلي نبود!
خب چي كار كنم تا شب قبلش قرار بود بيايين بعد يهو زدين تو تيريپمون گفتين نمي ياين!
*******خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
اگه بخوام اسم همتونو بيارم كه بايد اسم همه برو بچ دانشگاه رو بنويسم!
فهيمه تو رو خدا اون فيلماي چپل چيمپو كه ازمون گرفتي رو پاك كن خواهشا!حداقل فيلماي سميرا كه مستند راز بقا بود قابل تحمل تر بود مخصوصا قسمتي كه از پر پاچه بعضي ها گرفتين !خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir


**دوستون دارم دلم واسه همتون تنگيدهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir


حالا "ممل" رو يادتون نبود...شلمانو كه يادتونه؟نكنه فك كردي منظور شل و شلغم و شل و پل بوده هان؟وااااااااااااي
تو آپ بعدي حتما از دوست عزيز گرامي "شلمان"جان عكس خواهيم گذاشت...
***خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

                           

لينك | نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 18:45 توسط Nazi loo3 |
وقتی میریم اردووووووووووووووووو!

سلام به همه ي دوستاي گل و منگل و گل منگلي خودم اندر احوالات شما چگونه است؟
ما؟ما چطوريم؟!خوووووووووووووب آقا خووووووووووووووب!


از امروز تصميم گرفتم منم مثل بقيه بر و بچ خاطرات و چرت و پرتامونو بنويسم!
فعلا كه تابستونه و سوژه هاي دانشگاه تعطيل!
ولي دانشجو زمستون و تابستون نداره:D
همين 2هفته پيش بود كه با بچه هاي دانشگاه رفتيم اردو!


بابا هرچي نشستيم اين دوست طنازمون(منظورم طنز نويس بود!)يه چيزي ميزي بنويسه ما بخنديم نعععععععععععععخير!
بچم هنوز تو حال و هواي سفر خودشونه محض دلخوشي بعد كلي داستان حسين كرد شبستري زحمت كشيده و 2خطي را به ما و اردو اختصاص داده اند!
***
كله سحر صبح الطلوع بابا منو دم دانشگاه انداخت پايين و رفت
بابا كوووووو آدما؟مينا رو ديدم اونم خوشال تر از من كله صبح پا شده بود اومده بود!حالا من وزن خودمو با زور تحمل مي كنم يه كوله پشتي پر از خرت و پرت من جمله ناهار قاقالي لي و دوربين و كلي مدرك و... پفيلا و چيپس و از اين جور آت و آشغالا ديگه!
نرفتيم داخل چون نميخواستم يكي رو ببينم!همون بيرون مونديم كه فاطي هم رسيد ما 3تا كنار يه دكه وايساده بوديم تا بقيه بيان
كم كم بقيه هم قدم رنجه فرموده و تشريف اوردن!
:با اين قراره بريم؟
:اينم شد اتوبوس؟
:اير كانديشن هم داره؟
:بچه ها عشق و حاله!
:روش نوشته دانشگاه آزاد!
:آره راست ميگه!
:خوبه كه اسم دانشگاه خودمونو روش ننوشتن!
:ايييييييييييييول!
:پس ميتونيم بتركونيم
مينا:ديدي؟ديدي؟اومد با تيريپ سفيد هم اومد!
حالا همه اومدن جز جيگر طلا "فهيمه جوووووون"!
بالا خره اتوبوسه حركت كرد و رقص و دنس و دستك و شوتا شروع شد!
وسط راه هم تونستيم فهيمه رو سوار كنيم ولي حيف شد جيگر طلاش نيومده بود...
تو اتوبوس اول با آهنگ جواد يصاري زدن تو پوزمون!
اما بعد...
هادي كنترل ضبط رو گرفته دستش همش داره دنبال آهنگ ساسي مانكن مي گرده
:كي گفت كنترل بدين دست بچه؟
:خدا نكنه كنترل دستشون بيفته!
:مگه آهنگ قبلي چش بود؟
:مگه كنترل بازيچه ست؟
:همين خوبه!
:اه ضد حال!
 

تا بالاخره...
زنم ميشي...هي هي دست دست شوت دنس و رقص جيگرتو خام خام بخورم يا بپزمش اول...
حاجي هي چشم غرنه ميره ولي كو آدم حرف گوش كن...ولي آخرش تلافيشو در اورد اصلا نذاشت آهنگ بذاريم!
بعد از 2ساعت رسيديم با يه مشت خر و الاغ اومدن استقبالمون!حالا جاي نشستن هم نداشتيم!بالا خره 4تا تخت كرايه كرديم:1واسه حاجي و برو بچ پسر 3تاي ديگشم يكيش واسه گروه باحال و بتركون ما بود و اون 2تا هم واسه باقي دخترا...
شروع كرديم از كوه و كمر گذشتيم تا برسيم به سر چشمه !
جاتون خااااالي چه آبي بود...بچه ها شروع كردن آب ريختن رو سر و كلمون 2تا مجتبي ها پريدن تو آبه با قدرت آب مي ريختن رو سر و كله بچه ها...من كيف و موبايلمو دادم دست فاطي و زدم به آب حالا ما بريز اونا بريز بيچاره مينا داشت رد ميشد كه مجتبي آب ريخت روش و تعادلشو از دست داد و افتاد تو آب و اونم شروع كرد به خيس كردن بقيه...ايووووووووووووول!
ديگه آخرش فك نميكنم كسي موند كه خيس نشده باشه!جز ساره و فاطي و آنا  بقيه شده بوديم موش اب كشيده!
هممون دلمون مي خواست هومن خيس بشه ولي همش در ميرفت تا بالاخره دست و پاشو گرفتن و ما تا تونستيم آب بريزيم روش و خيسش كنيم...هادي هم چون خيس شده بود تا از سنگا مي خواست بره بالا ليز مي خورد مي افتاد تو آب بلاخره بعد از كلي حال رسيديم به سرچشمه!ولي توبه!بابا غلط كردم!چه صخره ها و كوهها و سنگهايي رو رد كرده بوديم حالا بايد بر مي گشتيم!
باهزار بد بختي برگشتيم چشتون روز بد نبينه كه تمام بدم كوفته شد!
.
.
تو اتوبوس هيچ كدوم ناي اذيت كردن نداريم
بچه ها دارن عكسايي رو كه گرفتن بولو توث ميكنن فاطي طبق معمول داره رضايا گوش ميكنه مينا بعد از حرف زدن با مهدي(داداشش) داره گريه ميكنه منم كه نه چشم برام مونده نه صدا!
هادي اومده كنار دستم داره كلمو مي خوره وااااااي بابا نا ندارم حوصله ندارم يه وقت ديگه
حاجي:خب بچه ها نظرتون راجع به ازدواج چيه؟
هركي يه چيزي داره ميگه من كه اين هادي ولم نميكنه!
ميگم بابا زشته حاجي داره حرف ميزنه ...فهيمه دلش ميخواد بفهمه هادي چي داره بهم ميگه!مينا از گرفتاري من خندش گرفته!
رسيديم به يه شهرستان كوچولو حاجي واسمون بستني سنتي خريد
:من فالوده مي خوام
:حاجي ايولا!
:بابا فالوده نداشت؟
:بابا مگه شهر خودمون بستني نداشت كه اومديم از اينجا بستني بخريم؟
:بستنيش بو ميده!
:كوفت باشه مجاني باشه!
اون جلو مجتبي 4انگشتشو كرده تا حلقش داره نميدونم چي چي ميخوره!
هر جا ميره آبرو مي بره!
هومن مظلوم شده چيزي نميگه-خيلي زدم تو تيريپش خيلي باهاش كل كل كردم وااي خدا منو ببخشه!
ولي نه بايد با پسر جماعت همين جور رفتار كرد!همشون يه نوعند!
ديده بوديم دخترا زود رنج باشن ولي پسر جماعت واي واي...چرا يه مجتبي اونقدر با جنبه ولي يكي ديگه مجتبي اين قدر بي ...ولش كن بي خيال!
علي از همشون جنتلمن تر بود خداييش خيلي هوامونو داشت...
اردو با تمام خوشي ها و سختي هاشو تلفاتشو رنجشاشو و ... تموم شد و حسابي خوش گذشت.
يه روز فراموش نشدني كه هيچ كدوممون يادمون نميره...


                        ***


دل همتون سووووووووووووووووووووووووووووووز مخصوصا مهدي كه دوست داشت جل شه بياد ولي بشينه به همين خيالا!

لينك | نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 14:18 توسط Nazi loo3 |
اس ام اس های عشقولانه!

                                      

اس ام اس هاي عشقولانهبهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T - V W X Y Z
.
.
اگه گفتي جاي )U) كجاست؟
.
.
اين جا!
.
.
توي قلبم واسه هميشه...

 

********بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

*رود هار زا تمسوبيم*
.
.
زور نزن نمي توني بخوني از چپ بخونش!


**********بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir
نيست!

به جون خودم نيست!

نيست!

گشتم كه مي گم نيست!


آخه نيست!

والا بللا نيست!

شوخي نمي كنم نيست!

نيستا!
.
.
.
.
آخه لنگه تو نيست!


********بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

خيال نكن كه بي خيال لز تو وروزگارتم  به فكرتم به يادتم زنده به انتظارتم...

********
مي خوام بگم دوست داغرم اما نه به زبان هاي زنده دنيابلكه به زبان قلبم:تلپ...تولوپ...تلپ...تولوپ...

********

1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
99
999
1000
9999
10000
99999
100000
99999999
1000000000
999999999999
1000000000000...
تا كي مي خواي بشماري؟بيشتر از اينا واسم عزيزي...


**********
HIS
HIIS
HIIIS
HIIIIS
HIIIIIS
HIIIIIIS
HIIIIIIIS
HIIIIIIIIS
HIIIIIIIIIS
به خاطر تو تمام دنيا رو ساكت كردم كه بهت بگم:*دوست دارم*

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir
***********
طو رو اذ سميم غلب و آشغانه دوصط دارم...
چيه؟!
مگه بي سواتا دل ندارن هان؟!!!


************
كسي كه A B C D E F G H I J K L M N O P G R S T U V W X Y Z رو آفريد يه نابغه بزرگ بود اما يه اشتباه كرد! كه بين IوUفاصله انداخت...

************
5راه واسه عزيزتر شدن
.
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
تو كه عزيزتريني دنبال چي مي گردي؟

**********

1تاي من
2ستت دارم
3تاره شبهاي من
4ره دردهاي من
5ه آفتاب من
6ه عمر من
7.8 بار ميگم
9كرتم
10مت گرم

************بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

لينك | نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 15:38 توسط Nazi loo3 |
اسامی امروزی...!

دودزاده:براي عزيزاني كه در تهران زندگي مي كنند.
مفقودالكوپن:براي دوستاني كه كوپن كالاهاي اساسي را گم كرده اند!
شهريه پرداز:براي پدر و مادرهايي كه فرزند دانشجو دارند.
منتظرالقرعه:براي كساني كه منتظرند هزينه زندگي شان از محل جايزه بانك ها تامين شود.
جوازخواه:براي همشهرياني كه هنوز موفق به دريافت جواز ساختماني نشده اند!
صف نشين:براي منتظران در صف هاي مختلف روزمره!
گنجشك روزي:براي هموطناني كه روز و شب با ساندويچ مغازه ها تغذيه مي شوند.
قفسيان:براي سرنشينان آپارتمان هاي سه وجب در دو وجب!

لينك | نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 15:24 توسط Nazi loo3
سر کاریه!
بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

با نمكي -عسلي-جيگري-عزيزي-خوشگلي-ماهي-شكري-شيريني-به دل مي شيني فدات بشم.
خوب بهتره از جلو آينه برم كنار!

*********
5راه واسه عروس شدن
.
1

.
2
.
3
.
4
.
5

اعتماد به نفست منو كشته يعني هنوز اميدواري شوهر گيرت بياد كه دنبال راهش مي گردي؟!...

************

 

 


سلام شنيدم 5شنبه هفته آينده جشن نامزديته مبااارك باشه وقتي شنيدم خيلي خوشحال شدم...
.
.
.
.
.
.
.
ستاد مبارزه با افسردگي دختران دم بخت!

************
1دونه بوس
2تا بوس
3تا بوس
4تا بوس
5تا بوس
6تا بوس
7تا بوس
8تا بوس
1لب
2لب
3لب
.
.
.
از رو نريا! هي بيا پايين!بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

**********
از ديروز تا حالا تمام فكر و كرم Uبودش از فردا هم مي خوام به X.Y.Z فكر كنم!

**********
ديرين ديرين ديرين ديرين ديرين ديرين ديرين  ديري ديرييييييييين.

بي ذوق! با احساس بخونش آهنگ پلنگ صورتيه!بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

**********
دختره با دوست پسرش ميرن زير زمين
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تو كجا ميري فوضول؟!بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

***********
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

 

 

اين اس ام اس به دليل پايين بودن سن شما سانسور گرديده است!...

*********
آروم برو پايين يه چيزي بهت بگم...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نه ديگه!تند اومدي بهت نميگم!
*************

تو توي دماغ من چي كار ميكني؟
.
.
.
.
آخه تو نفسمي!بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

***********بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

لينك | نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 15:19 توسط Nazi loo3
اس ام اس هاي سركاري!

13

                                                           

 

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.irبهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.irبهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

دل من مثل يه بركه است كه تو تنها غورباغه ي اوني!


بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir


خواص گوسفند :1-بو مي دهد 2-سبزي مي خورد 3- گاهي مي خوابد 4-پرواز نمي کند و

اس ام اس سر کاری را با دقت می خواند بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir



آخرین نرخ مهریه دختران : ۱۳۸۶ لیتر بنزین بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir


عاقد خطاب به عروس:آیا وکیلم شما را با مهریه 1000 لیتر بنزین و 14 عدد کارت سوخت به عقد دائم آقا محمود در بیاورم؟ . . . عروس رفته ماشینش رو گازسوز کنه.... بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir


بيبنم اگه يه روز از خواب بيدار بشي ببيني اون که دوستش داري گذاشته رفته صبحونه چي مي خوري.؟


تو براي من يه فرشته بودي اما هيچ وقت منو دوست نداشتي و هميشه با رقيب هاي من پرواز کردي .خدا را شکر تازه فهميدم تو عزرائيلي.
بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

از خدا ميخوام موانع رو از سر راهت برداره...
.
.
.
.
.
.

آخه خر نميتونه مثله اسب از روي موانع بپره... بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir



- اگه از کنار خر رد شدي ار ار کرد بدون زوج مورد علاقشو پيدا کرده ...!!!((بهت تبريک مي گم-خيلي به هم مياين!!!))

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

***************************************

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

******************************************

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

*******************************************

 

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.irنظر یادتون نره ها خب؟

لينك | نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 12:32 توسط Nazi loo3 |
Copyright By naziloo3 - This Template Designed By HOTWEBS